کورش فرزند ایران زمین

به نام یگانه ایزد مهر و راستی

ایران سرزمینی فراتر از مرزهای سیاسیت
ایران یک فرهنگ است و یک تمدن
ایران یک ملت است ملتی که همیشه و در همه ادوار چندین هزار ساله خود ،همواره خداپرست و آزادی خواه و صلح طلب بوده است ،
خیرخواه و نیک اندیش بوده و
همیشه به دنبال سعادت و کمال جامعه بشری بوده است .
ملت ایران به واسطه فرهنگ عدالت خواهانه و خداپرستانه خود در همه دوره ها از پیامبران الهی استقبال کرده و اندیشه های عدالت طلبی و انسان دوستانه را پذیرفته و محافظت نموده است.

دانشمندان ، هنرمندان ، عارفان و شاعران و انسانهای بزرگی در طول تاریخ در این سرزمین پدیدار شدند و آرمانهای انسان دوستانه را بیش از پیش در جهان گسترش دادند .

یکی از فرزندان این سرزمین که از چهره های ماندگار بشریت است کورش بزرگ است .
او جوانی بود که برای برقراری عدالت ، آزادی و برادری بپا خواست و کشورهای زیادی را با نگاهی انسانی و جهانی و برقراری برادری و برابری متحد ساخت .

او نخستین منشور حقوق بشر را به جهانیان معرفی نمود و وظیفه انسانی خویش را بیش از پیش بر جهان عرضه داشت .

وی نخستین پایه های منشور حقوق بشر را در زمانی که طاغوت در جوامع بشری حاکم بود پایه ریزی کرد و فرهنگی سرشار از انسان دوستی و عدالت و آزادی را به جهانیان معرفی کرد .

کورش نه تنها افتخار ایران زمین است که یکی از افتخارات کل جامعه بشری است.

ایران از اینچنین گوهرهای ناب در دامان خود بسیار پرورید ؛
بنا به نظر برخی علما کورش پیامبر و حتی ذوالقرنین بوده است ،
کورش از آن سبب مورد توجه قرار می گیرید که یک انسان بزرگ و آزاده است که انسانیت را به خوبی معنی کرد و انسانیت و توانی را که خداوند در اختیارش قرار داده بود به خوبی در خدمت جامعه بشری به کار گرفت .

او با نگاه عمیق خود نمونه ای از مدیریت متعالی جهانی را به جهان عرضه کرد .

امروز مصادف است با هفتم آبانماه روز جهانی بزرگداشت کورش بزرگ، پایه گذار نخستین حکومت متعالی جهانی و نگارنده منشور حقوق بشراست  و در این روز هر ایرانی کمال پسند و عدالتخواه همراه با انسانهای آزاده سراسر جهان در تجلیل از این شخصیت بزرگ جهانی ، یاد کوروش بزرگ و تمامی انسانهای بزرگ را گرامی می دارد .

محمد پارسا بهرام

هفتم آبانماه یکهزار و سیصد و نودونه

بازدیدها: ۹۵

 
اشتراگذاری
1 دیدگاه
  1. ققنوس نوشته:

    خانه » ایران باستان » سخنان بزرگان درباره کوروش
    سخنان بزرگان درباره کوروش
    توسط: مجید خالقیان۶ آبان ۱۳۹۴ایران باستان, کوروش بزرگ, هخامنشیاندیدگاهتان را ثبت کنید۲۲۴۹۵ بازدید
    | پژوهش و آماده سازی نگاره ها: مجید خالقیان* | واپسین به روزرسانی: ۶ آبان ۱۳۹۴ |

    سخنان پژوهشگران و بزرگان درباره کوروش بزرگ.
    در این جستار سخنانی از بزرگان، پژوهشگران و… درباره کوروش بزرگ را می‌آوریم و سعی کرده‌ایم که سخنان طیف‌های گوناگون درباره کوروش را مطرح کنیم.

    آیسخولوس (نمایشنامه نویس مشهور یونانی):

    کوروش جوان‌بخت که کامیاب‌ترین آدمیان بود و آرامش و آبادانی بر مردم وفادار ارزانی داشت… ایزدان بر او خشم نگرفتند که بخشنده بـود و بخشایشگر…

    (آیسخولوس. مجموعه آثار، ترجمه عبداله کوثری، تهران: نشر نی، ۱۳۹۰، ص ۴۰۹)

    گزنفون (مورخ و اندیشمند یونانی):

    مهر کورش آن چنان ژرف در دل مردمان نشسته بود، که هر تیره از مردمان می‌پنداشت که اگر نیکوترین و پربهاترین کالاها، گیاهان، جانوران و یا هنرهای مردمان سرزمین خویش را از بهر وی گسیل ندارد، لغزشی گران کرده است…

    (گزنفون. زندگی کوروش (تربیت کوروش). ترجمه ابوالحسن تهامی. تهران: نگاه. ۱۳۸۹. ص ۳۵۲. دفتر ۸، بخش ۶، بند ۲۳)

    کوروش در نزد یهودیان یکتاپرست:

    بر اساس کتاب اشعیا، خداوند درباره کوروش می‌گوید:

    … و دربـاره کورش می‌گوید که او شبان من است و تمامی مسرّت مرا به اتمام خواهد رسانید …

    (کتاب اشعیا نبی، باب ۴۴، بند ۲۸)

    پرفسور آرتور کریستن‌سن (ایران‌شناس برجسته دانمارکی):

    کورش سرمشق جوانمردی و بزرگ منشی و بلند همتی بود…

    (کریستن‌سن، آرتور. ایران در زمان سـاسانیان. ترجمه رشید یاسمی. تهران: راستی نو. ۱۳۸۸. ص ۵۲۷)

    ر‌ومن گیرشمن (باستان‌شناس فرانسوی):

    ما هرگز نمی‌بینیم که کوروش، مانند رومـیان، ملت رقیب خود را با خویش متحد کند و نخست با او مانند ملتی هم شأن رفتار نماید و سپس، در زمان ضعف وی، او را تابع و مطیع کند و بدو ظلم و ستم روا دارد…. [کوروش] همواره نسبت به دشمن مغلوب بلندنظر بود، و بدو دست دوستی دراز می کرد…

    (گیرشمن، ر‌ومن. تـاریخ ایـران از آغاز تا اسلام. ترجمه محمد معین. تهران: سپهر ادب. ۱۳۸۸. ص ١۳۷-١۳۸)

    حسینقلی میرزا سالور عمـادالسلطنه (از دیوانسالاران دوره قاجار):

    سیروس کبیر (کوروش بزرگ) دارای صفات حسنه و رشادت بود.

    (برگرفته از: بازگشت ده هزار یونانی. ترجمه حسینقلی سالور. به کوشش مسعود سالور. تهران: اساطیر. صص ۲۷۷ و ۲۷۸)

    مشیرالدوله حسن پیرنیا (پژوهشگر و سیاستمدار ایرانی):

    این شاه عالیقدر [=کوروش بزرگ] یک نوع انقلاب اخلاقی را در عالم قدیم باعث شده و طرز نوینی از حیث سلوک با ممالک تابعه و ملل مغلوبه در عالم قدیم داخل کرده…

    (پیرنیا، حسن. تاریخ ایـران بـاستان. جلد ۱. تهران: سپهرادب. ۱۳۸۸.ص ۸۵)

    دکتر عبدالحسین زرین کوب (پژوهشگر بزرگ ایرانی):

    … آنچه درباره کوروش برای محقق جای تردید ندارد، قطعاً این است که لیاقت نظامی و سیاسی فوق‌العاده در وجود وی با چنان انسانیت و مروتی درآمیخته بود که در تاریخ سلسه‌های پادشاهان شرقی پدیده‌ای به کلی تازه به شمار می‌آمد…

    (زرین کوب، عبدالحسین. تاریخ مردم ایـران (ایران قبل از اسلام). تهران: امیرکبیر. ١۳۷۳. صص ١۳۰– ١۳١)

    دکتر شاهرخ رزمجو (پژوهشگر موزه بریتانیا و استاد دانشگاه تهران):

    تاکنون آثار بسیاری از جهان باستان به دست ما رسیده‌اند و هرکدام داستانی برای بازگو کردن دارند. اما تنها چند اثر از قدرت و اهمیت استوانه‌ی کورش بزرگ در جهان برخوردار هستند.

    (رزمجو، شاهرخ. استوانه کورش بزرگ. تهران: فرزان روز. ١۳۸۹. ص ۹۰)

     

    به کارگیری «بزرگ» برای کوروش، موضوع جدیدی نیست و اروپایی‌ها از قرن‌ها قبل، «کوروش بزرگ» را به کار می‌بردند. … اما هرچه جلوتر می‌آییم بعد از تبلیغاتی که کلاسیسیت‌های قرن نوزدهم انجام دادند، چهره خوبی که پادشاهان ایران در ذهنیت اروپایی‌ها داشتند، به مرور تضعیف و تخریب می‌شود.

    (برگرفته از سخنرانی دکتر شاهرخ رزمجو در سومین همایش یادبود استوانه کورش، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران. ۷ آبـان ۱۳۹۲)

    آیت الله سیدمحمد خامنه‌ای:

    کورش و فرزندش با جهاد فرهنگی به ظاهر نظامی خود، توحید را در بین‌النهرین و سومر و مصر و آتن (یونان) گسترش دادند…

    («سیدمحمد خامنه‌ای: کوروش و فرزندش، توحید را گسترش دادند». مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی. ۱ امرداد ۱۳۹۲)

    دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی:

    زمانی که بخش های زیادی از اروپا در توحش به سر می بردند ما کوروش داشته ایم و منشور حقوق بشر. این منشور زنده است…

    دکتر جلال‌الدین کزازی:

    کـنش و مـنش کـورش بـزرگ بی مانند اسـت…

    (مجله مهرنامه. سال ۷، شماره ۵۰، ص ۱۵۳)

    آلبر شاندور:

    این فاتح صلح جو که برای کسب افتخارات خود مرتکب شقاوتی نشد و برای مرعوب کردن نسل های آینده قتل عامی روا نداشت، این پارسی بزرگ که با اشت

    یاق تمام در جست و جوی دوستی و محبت اقوام بود و خود را به جای فرمانروا ، خدمت گزار آنها جلوه میداد

    (شاندور،آلبر (۱۳۸۶)، کوروش کبیر،ترجمه هادی هدایتی، انتشارات ثالث،صفحه ۲۸۶)

    *دانش آموخته کارشناسی ارشد تاریخ، دانشگاه تهران

    .

    بن‌مایه‌:

    – خالقیان، مجید (۶ آبان ۱۳۹۴). «سخنان بزرگان درباره کوروش». پایگاه خردگان.

    نشانی رایاتاری: https://kheradgan.ir/?p=11602

    الگو و پدر صلح و حقوق بشر جهان

    به راستی تا کنون به این موضوع اندیشه اید که چرا شخصیتی مانند کورش که جهان دربرابر بزرگی او شگفت زده است و مشهورترین مورخین – باستان شناسان و خاورشناسان دنیا از او به نام ابر مرد تاریخ جهان یاد کرده اند چرا تا کنون اسمی از او در ایران برده نشده است ؟ یا هیچ حرکتی که شایسته او باشد در جهان نشده است ؟

     به همین جهت بر آن شدم گوشه ای از شخصیت این ابر مرد جهانی را از چند کتاب جدا کنم و برای هم میهنانم ،ایران یعنی کورش و کورش یعنی ایران . راه او راه جوانان آینده ایران است  :

    پرفسور ایلیف مدیر موزه لیورپول انگلستان :

    در جهان امروز بارزترین شخصیت جهان باستان کورش شناخته شده است . زیرا نبوغ و عظمت او در بنیانگذاری امپراتوری چندین دهه ای ایران مایه شگفتی است . آزادی به یهودیان و ملتهای منطقه و کشورهای مسخر شده که در گذشته نه تنها وجود نداشت بلکه کاری عجیب به نظر می رسیده است از شگفتی های اوست .

    دکتر هانری بر دانشمند فرانسوی – تمدن ایران باستان :

    این پادشاه بزرگ یعنی کورش هخامنشی برعکس سلاطین قسی القب و ظالم بابل و آسور بسیار عادل و رحیم و مهربان بود زیرا اخلاق روح ایرانی اساسش تعلیمات زردشت بوده. به همین سبب بود که شاهنشاهان هخامنشی خود را مظهر صفات (خشترا) می شمردند و همه قوا و اقتدار خود را از خدواند دانسته و آنرا برای خیر بشر و آسایش و سعادت جامعه انسان صرف می کردند .

    آلبر شاندور – کورش بزرگ :

    شاهنشاهی ایران که پایه گذار او کورش بزرگ است به هیچ وجه بر اساس خشنونت پی ریزی نشد . بلکه عکس آن صادق است زیرا با رعایت حقوق مردمان پایه گذاری شد . پارسیها با مساعدت یکدیگر و به یاری پادشاهان مقتدر خود عظمت و شکوهی را در تاریخ به جای گذاشته اند که نشانه نبوغ و نژاد پاک آنان است . نژادی که حماسه آنان را همچون آفتابی در تاریکی نشان میدهد . آنان درخششی در جهان از خود به جای گذاشته اند که برای آیندگان نیز خواهد ماند .

    ژنرال سرپرسی سایکس :

    خوش زبانی او از پاسخی که در داستان رقص ماهیان به یونانیان داده است آشکار است. مطالب کتاب مقدس (تورات) و نوشته های یونانی و سنتهای ایرانی همه همداستانند که کورش باستانی سزاوار لقب بزرگ بوده است. مردم او را دوست میخواندند. ما نیز میتوانیم بدان ببالیم که نخستین مرد بزرگ آریائی {اینجا اندیشه اش هندواروپایی « پدر » میداشتند و است زیرا تنها شاخه ی هندوایرانی گروه هندواروپایی است که آریائی خوانده می شود} که سرگذشت اش بر تاریخ روشن است، صفاتی چنان عالی و درخشان داشته است .

    ژنرال سرپرسی سایکس بعد از دیدار از آرامگاه شاهنشاه کورش بزرگ :

    من خود سه بار این آرامگاه را دیدار کرده ام ، و توانسته ام اندک تعمیری نیز در آنجا بکنم، و در هر سه بار این نکته را یادآورده شده ام که زیارت آمارگاه اصلی کورش، پادشاه بزرگ و شاهنشاه جهان، امتیاز کوچکی نیست و من بسی خوشبخت بوده ام که بچنین افتخاری دست یافته ام. براستی من در گمانم که آیا برای ما مردم آریائی (هندواروپایی) هیچ بنای دیگری هست که از آرامگاه بنیاد گذار دولت پارس و ایران ارجمندتر و مهمتر باشد .

    سرپرسی سایکس – تا ایران باستان :

    در شاهنشاهی کورش زیبایی – مردانگی – شجاعت – قهرمانیت – عدالت به عیان دیده شده است . وی هیچگاه عیاشی نکرد . کاری که اکثر بزرگان گرفتار آن بوده و هستند . آزادی هایی که داشت به هیچ وجه به شخصیت او صدمه نزد و افکاری داشت که به راستی متعلق به تاریخ نبوده است .کورش یکی از شخصیتهای بزرگ تاریخ جهان است . او ابتدا پادشاه سرزمین کوچکی بود . ولی پس از مدتی با اراده مصمم و قلبی آکنده از وطن پرستی امپراتوری را در تاریخ بنا نهاد که در کل جهان بی سابقه بود . این بدین دلیل بود که تاکنون هیچ کشوری نتوانسته بود اینچنین با صلح و احترام به عقاید دیگران کل خاورمیانه را تصاحب کند . او هیچ گاه خوشگذران و تن آسایی نکرد . هیچ گاه مغرور نشد و همیشه به یاد خداوند خود بود و برای احترام به مزدا حیواناتی را نثار می کرد . کاساندان دختر فرناسپه هخامنشی از دودمانی بود که از نجبای پارس محسوب می شدند و پدر و اجدادش در چند نسل شاه پارسیان بودند . کورش در شوخ طبی و انسانیت سرآمد زمان خود بود . من سه بار تا کنون موفق شده ام آرامگاه این ابر مرد آریایی را زیارت کنم و خداوند را برای این توفیق سپاس میگویم .

    افلاطون – قوانین ( ۴۷۷ تا ۳۴۷ پیش از میلاد ) :

    پارسیان در زمان شاهنشاهی کورش اندازه میان بردگی و آزادگی را نگاه می داشتند . از اینرو نخست خود آزاد شدند و سپس سرور بسیاری از ملتهای جهان شدند . در زمان او ( کورش بزرگ ) فرمانروایان به زیر دستان خود آزادی میدادند و آنان را به رعایت قوانین انسان دوستانه و برابری ها راهنمایی میکردند . مردمان رابطه خوبی با پادشاهان خود داشتند از این رو در موقع خطر به یاری آنان میشتافتند و در جنگها شرکت میکردند . از این رو

    شاهنشاه در راس سپاه آنان را همراهی میکرد و به آنان اندرز میداد . آزادی و مهرورزی و رعایت حقوق مختلف اجتماعی به زیبایی انجام میگرفت .

    هرودوت – تاریخ هرودوت( ۴۸۴ تا ۴۲۵ پیش از میلاد ) :

    هیچ پارسی یافت نمی شد که بتواند خود را با کورش مقایسه کند . از اینرو من کتابم را درباره ایران و یونان نوشتم تا کردارهای شگفت انگیز و بزرگ این دو ملت عظیم هیچگاه به فراموشی سپرده نشود . کورش سرداری بزرگ بود . در زمان او ایرانیان از آزادی برخوردار بودند و بر بسیاری از ملتهای دیگر فرمانروایی می نمودند بعلاوه او به همه مللی که زیر فرمانروایی او بودند آزادی می بخشید و همه او را ستایش مینمودند . سربازان او پیوسته برای وی آماده جانفشانی بودند و به خاطر او از هر خطری استقبال میکردند .

    هارولد لمب دانشمند امریکایی – کورش بزرگ :

    در شاهنشاهی ایران باستان که کورش سمبول آنان است آریایی ها در تاجگذاری به کردار نیک – گفتار نیک – پندار نیک سوگند یاد میکردند که طرفدار ملت و کشورشان باشند و نه خودشان . که این امر در صدهها نبرد آنان به وضوح دیده می شود که خود شاهنشاه در راس ارتش به سوی دشمن برای حفظ کیان کشورشان می تاخته است .

    گزنفون – کوروپد ا ی ( ۴۴۵ پیش از میلاد ) :

    مهمترین صفت کورش دین داری او بود. او هر روز قربانیان برای ستایش خداوند میکرد . این رسوم و دینداری آنان هنوز در زمان اردشیر دوم هم وجود دارد و عمل میشود . از صفتهای برجسته دیگر کورش عدل و گسترش عدالت و حق بود .

    گزنفون :

    ما در این باره فکر کردیم که چرا کورش به این اندازه برای فرانروایی عادل مردمان ساخته شده بود . سه دلیل را برایش پیدا کردیم . نخست نژاد اصیل آریایی او و بعد استعداد طبیعی و سپس نبوغ پروش او از کودکی بوده است .

    کورش نابغه ای بزرگ – انسانی والا منش – صلح طلب و نیک منش بود . او دوست انسانها و طالب علم و حکمت و راستی بود . کورش عقیده داشت پیروزی بر کشوری این حق را به کشور فاتح نمیدهد تا هر تجاوز و کار غیر انسانی را مرتکب شود . او برای دفاع از کشورش که هر ساله مورد تاخت و تاز بیگانگان قرار میگرفت امپراتوری قدرتمند و انسانی را پایه گذاشت که سابقه نداشت . او در نبردها آتش جنگ را متوجه کشاورزان و افراد عام کشور نمی کرد . او ملتهای مغلوب را شیفته خود کرد به صورتی که اقوام شکست خورده که کورش آنان را از دست پادشاهان خودکامه نجات داده بود وی را خداوندگار می نامیدند . او برترین مرد تاریخ – بزرگترین – بخشنده ترین – پاک دل ترین انسان تا این زمان بود .

    کنت دوگوبینو فرانسوی – ایران باستان :

    شاهنشاهی کورش هیچگاه در عالم نظیر نداشت . او به راستی یک مسیح بود زیرا به جرات میتوان گفت که تقدیر او را چنین برای مردمان آفرید تا برتر از همه جهان آن روز خود باشد .

    نیکلای دمشقی

    کورش شاهنشاه پارسیان در فلسفه بیش از هر کس دیگر آگاهی داشت . این دانش را نزد مغان زرتشتی آموخته بود .

    پرفسور کریستن سن ایران شناس – استاد زبان اوستایی و پهلوی :

    شاهنشاه کورش بزرگ نمونه یک پادشاه “جوان مرد” بوده است . این صفت برجسته اخلاقی او در روابط سیاسی اش دیده میشده . در قواینن او احترام به حقوق ملتهای دیگر و فرستادگان کشورهای دیگر وجود داشته است و سرلوحه دولتش بوده . که این قوانین امروز روابط بین الملل نام گرفته است .

    آلبر شاندور فرانسوی – شاهنشاهی کورش بزرگ :

    کورش یکسال پس از فتح بابل برای درگذشت پادشاه بابل عزای ملی اعلام نمود . برای کسی که دشمن خودش بود . او مطابق رسم آزادمنشی اش و برای اینکه ثابت کند که هدف فتح و جنگ و کشتار ندارد و تنها به عنوان پادشاهی که ملتش او را برای صلح پذیرفته اند قدم به بابل گذاشته است و در آنجا تاجگذاری نمود . او آمده بود تا به آنان آزادی اجتماعی و دینی و سیاسی بدهد . در همین حین کتیبه های شاهان همزمان او حاکی از برده داری و تکه تکه کردن انسان های بیگناه و بریدن دست و پای آنان خبر میدهد .

    کورش – تورات :

    خداوند درباره کورش می گوید که او شبان من است و هر چه او کند آن است که من خواسته ام . منم ( خداوند ) که او ( کورش ) را از جانب مشرق بر انگیختم تا عدالت را روی زمین برقرار کند . من امتها را تسلیم وی میکنم و او را بر پادشاهان سروری میبخشم و ایشان را مثل غبار به شمشیر وی و مانند کاهی که پراکنده شود به کمال او تسلیم می کنم . من کورش را به عدالت بر انگیختم و تمامی راهها را در پیش رویش استوار خواهم ساخت . منم که شاهین خود را ( کورش ) را از جانب مشرق فرا خواندم و دوران عدالت را نزدیک آوردم . خداوند کورش را برگزید و فرماندار جهانش کرده است . بازوی او را بر کلدانیها فرو خواهد آورد و راه او را هموار خواهد ساخت . در سال اول سلطنت کورش پادشاه پارس کلام خدا کامل شد . خداوند روح کورش پادشاه پارس را برانگیخت تا در تمامی سرزمینها خود فرمانی صادر کند که ( یهوه ) خدای آسمانها تمام ممالک زمین را بر من د

    اده است و امر داده است خانه برای او در اورشلیم بنا کنم .

    پرفسور گیریشمن – ایران از آغاز تا اسلام :

    کمتر پادشاهی است که پس از خود چنین نام نیکی باقی گذاشته باشد . کورش سرداری بزرگ و نیکوخواه بود . او آنقدر خردمند بود که هر زمانی کشور تازه ای را تسخیر می کرد به آنها آزادی مذهب میداد و فرمانروای جدید را از بین بومیان آن سرزمین انتخاب می نمود . او شهر ها را ویران نمی نمود و قتل عام و کشتار نمی کرد . ایرانیان کورش را پدر و یونانیان که سرزمینشان بوسیله کورش تسخیر شده بود وی را سرور و قانونگذار می نامیدند و یهودیان او را مسیح خداوند میخوانند.

    کنت دوگوبینو سفیر اسبق فرانسه در تهران ( مورخ فرانسوی ) :

    تا کنون هیچ انسانی موفق نشده است اثری را که کورش در تاریخ جهان باقی گذاشت – در افکار میلیونها مردم جهان بوجود آورد . من اذعان میدارم که اسکندر و سزار و کورش که سه مرد اول جهان شده اند کورش در صدر انها قرار دارد . و تا کنون کسی در جهان بوجود نیامده است که بتواند با او برابری کند و او همانطور که در کتابهای ما آمده است مسیح خداوند است . قوانینی که او صادر کرد در تاریخ آن زمان که انسانها به راحتی قربانی خدایان می شدند بی سابقه بود .

    ویل دورانت – تاریخ تمدن ویل دورانت – مشرق زمین :

    کورش از افرادی بوده که برای فرمانروایی آفریده شده بود . به گفته امرسون همه از وجود او شاد بودند . روش او در کشور گشایی حیرت انگیز بود . او با شکست خوردگان با جوانمردی و بزرگواری برخورد می نمود . بهمین دلیل یونانیان که دشمن ایران بودند نتوانستد از آن بگذرند و درباره او داستهای بیشماری نوشته اند و او را بزرگترین جهان قهرمان پیش از اسکندر مینامند . او کرزوس را پس از شکست از سوختن در میان هیزمهای آتش نجات داد و بزرگش داشت و او را مشاور خود ساخت و یهودیان در بند را آزاد نمود . کورش سرداری بود که بیش از هر پادشاه دیگری در آن زمان محبوبیت داشت و پایه های شاهنشاهی اش را بر سخاوت و جوانمردی بنیان گذاشت .

    کلمان هوار – تمدن ایرانی :

    کورش بزرگ در سال ۵۵۰ قبل از میلاد بر اریکه پادشاهی ایران نشست . وی با فتوحاتی ناگهانی و شگفت انگیز امپراتوری و شاهنشاهی پهناوری را از خود بر جای گذاشت که تا آن روزگار کسی به دنیا ندیده بود . کورش سرداری بزرگ و سرآمد دنیای آن روزگار بود . او اقوام مختلف را مطیع خود کرد . او اولین دولت مقتدر و منظم را در جهان پایه ریزی کرد . برای احترام به مردمان کشورهای دیگر معابدشان را بازسازی کرد . وی پیرو دین یکتا پرستی مزدیسنا بود . ولی به هیچ عنوان دین خود را بر ملل مغلوب تحمیل ننمود .

    مولانا ابوالکلام احمد آزاد فیلسوف هندی -کورش بزرگ ( عباس خلیلی ) :

    کورش همان ذوالقرنین قرآن است . وی پیامبر ایران بود زیرا انسانیت و منش و کردار نیک را به مردمان ایران و جهان هدیه داد . سنگ نگاره او با بالهای کشیده شده به سوی خداوند در پاسارگاد وجود دارد .

    دیودوروس سیسولوس ( ۱۰۰ پس از میلاد ) :

    کورش پسر کمبوجیه و ماندان در دلاوری و کارآیی خردمندانه حزم و سایر خصائص نیکو سرآمد روزگار خود بود . در رفتار با دشمنان دارای شجاعتی کم نظیر و در کردار نسبت به زیر دستان به مهر و عطوفت رفتار میکرد . پارسیان او را پدر می خواندند .

    دکتر جهانگیر اوشیدری – دانشنامه مزدیسنا :

    کورش به سال ۵۵۹ قبل از میلاد بر اریکه شاهنشاهی بنشست و در سال ۵۲۹ قبل از میلاد وفات یافت . پس از تسخیر بابل با مردمان شکست خورده بامهربانی رفتار کرد و اسیران یهودی را که بخت النصر از فلسطین به آن شهر آورده بود آزاد کرد و اجازه داد به فلسطین باز گردند . او فرمانی صادر کرد که معبد اورشلیم را که بخت النصر ویران کرده بود را با هزینه دولت ایران بازسازی کنند . کورش را در پارسه گرد که امروزه پازاردگاد نامیده می شود به خاک سپردند . او از مردان بزرگ تاریخ جهان است زیرا همه تاریخ نویسان نامدار جهانی از او به نیکی ستایش کرده اند . اوپادشاهی سیاستمدار – شجاع – با فتوت – با عزم و اراده – با گذشت و مهربان بود . او به عقاید دینی ملل مغلوب احترام می گذاشت . شهرهای ویران را دوباره آباد ساخت . او عقل و تدبیر را بر شمشیر و جنگ برتری داد . منشور جهانی او زینت بخش سازمان ملل متحد و جهان است .

    اخیلوس ( آشیل ) شاعر نامدار یونانی – تراژدی پارسه :

    کورش یک تن فانی سعادتمند بود . او به ملل گوناگون خود آرامش بخشید . خدایان او را دوست داشتند . او دارای عقلی سرشار از بزرگی بود .                                                                                                                               

    سخنرانی استادان ایرانی در کنفرانس آئین کشور دارای ایرانیان ( استاد ادیب کسروی – استادعبدالکریم گلشنی – استاد ابراهیم صفایی – استاد احمد تاج بخش – استاد محمد بدیع و . . . ( :

    آزاد منشی و روح بزرگ کورش هخامنشی الگوی جهان آنروز و امر

    وز است . منشور او که در سال ۱۸۷۹ میلادی توسط هرمز رسام باستان شناس در شهر بابل کشف شد و سر هنری لاولینسون موفق به رمز گشایی آن شد میگوید :

    “هنگامیکه من با صلح به بابل در آمدم تخت پادشاهی را در جشن و شادمانی مردم آنجا پایه گذاشتم . . . سربازان من با صلح و دوستی در شهر بابل به گردش در آمدند . . . من برای صلح کوشیدم . . . من بیگاری و برده گی را برانداختم . . . خانه ها و معابد ویران آنان را آباد ساختم . . . “

    نشان از بی سابقه بودن و آزاد اندیشی او دارد . در همین حال کتیبه های پادشاهان آنروزگاران حاکی از خونریزی و قتل مردمان بیگناه دارد :

    کتیبه ای از آشور نصی پال به گینایو حمله بردم و آنرا تصرف کردم . ۶۰۰ نفر از جنگاوران دشمن را بیدرنگ سربریدم . ۳۰۰۰ نفر را اسیر را زنده زنده طعمه آتش کردم . اسیران دیگر را پوست کندم و از دروازه اصلی شهر آویزان کردم .

    کتیبه ای از سناخریب پادشاه ماد ( ۶۸۹ پیش از میلاد )

    وقتی بابل را گشودم و آتش زدم نهر فرات را که روان بود را روی شهر بازکردم تا ویرانه های باقی مانده آنجا را نیز آب ببرد

    کتیبه ای از بخت النصر:

    به فرمان من صد هزار چشم در آورده شد و صد هزار قلم پا را شکستند . من با دست خود چشم فرمانده دشمن را درآوردم و هزاران پسر و دختر را در آتش سوزاندم . خانه ها را چنان ویران کردم که دیگر هیج بانگ زندگی از آن بر نخواست .

    کتیبه ای از آشور بانی پال :

    من آرامگاه نخستین و آخرین پادشاهانی را که از آشور و عشتر خدایان من نترسیده و پدرانم را به ستوه آورده بودند و یران و با خاک یکسان کردم و آنها را در معرض خورشید قرار دادم. استخوانهایشان را به آشور بردم. مردگانشان را دچار عذاب ساختم. آنان را از پیشکشی غذا و شراب به خدایان محروم نمودم. در مدت یک ماه و سی و پنج روز سفر ، کشور عیلام را به کلی ویران کردم و بر رویشان نمک و سهیلو ( نوعی گیاه خاردار ) پاشیدم. خاک شوش ، مدکتد ، هلته مش و دیگر شهرهایشان را به توبره کشیدم و به آشور بردم ] ….. [ سر و صدای مردم ، صدای پای گاوان و گوسفندان و فریادهای خوشحالی را از کشتزارهایشان دور ساختم. دستور دادم گورخر و غزال و انواع حیوانات وحشی و جانوران صحرایی را به میانشان رها کنند تا در آنجا مثل خانه ی خودشان زندگی کنند. حال سنجش دو فرهنگ باستانی آشور و پارس بر عهده انسانهای نیک اندیش و دادگر .

    دکتر وستا سرخوش :

    کورش جوانی که از چند نسل پیش از خاندان شاهی برخوردار بود امپراتوری سترگی را از خود برجای گذاشت که کمتر کسی تا کنون به جهان دیده بود . امپراتوری های دیگری نیز تا امروز شکل گرفته است ولی هیچ کدام در انسان دوستی – بزرگ منشی – صلح طلبی و رعایت حقوق انسانها به پای دولت کورش نرسیدند . هرودوت و گزنفون هر کدام زندگی مختلفی از وی را به رشته تحریر درآورده اند ولی هردو مورخ نامی از او به عنوان پدر و سرور آسیا و مرد نیک اندیش یاد کرده اند .

    ملک الشعرای بهار :

    ما کودکان ایرانیم – مادر خویش را نگهبانیم – همه از پشت کیقباد و جمیم – همه از نسل پور دستانیم – زاده کورش و هخامنشیم – پسر مهرداد و فرهادیم – تیره اردشیر و ساسانیم – ملک ایران یکی گلستان است – ما گل سرخ این گلستانیم کجا رفت آن فره ایزدی؟ کجا رفت آن کورش دادگر؟ کجا رفت کمبوجی نامور؟

    دیودور سیسیلی:

    ۳۰۰۰شتر از شوش آورده شد تا اسکندر طلاها و خزانه پادشاهی ایران را که کورش بزرگ آنرا بنا نهاده بود را تخلیه کنند .

    فرجام یافت به خشنودی کورش بزرگ – شادی و رامش نیاکان ایران زمین – ایدون باد .

    پاینده ایران

     

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.