پیکانِ متمدن، تمدنِ پیکانی ،پیکانی متمدن

به نام خداوند بخشنده و مهربان
خداوند جسم و خداوند جان
خداوند دریا خداوند بر
خداوند دنیا ،جهان دگر

 

با درود وسلام مجدد خدمت خوانندگان عزیز ؛

…ادامه ⬇⬇⬇⬇

🔴 بخش هفتم : پذیرش حق در سایه آگاهی و آزادی کامل

حق آزادی اهالی اصلی است گریز ناپذیر و ضرورت آزادی پندار و گفتار اهالی در کمال ، پیشرفت و توسعه روستا به وضوح قابل تشخیص و تبیین است .

همانگونه که حق اندیشه و بیان بایستی آزاد باشد حق شنیدن همه سخنان و اندیشه ها و آرای مختلف نیز برای عموم اهالی آزاد و قابل بررسی است .

برای کمال و رشد پیکان و پیکانی باید بستری مهیا گردد که عموم اهالی دسترسی آزادانه به اطلاعات در مورد افکار و سلایق مختلف در راستای شناخت و پیروی از حق و حقیقت را داشته باشند .

حق تحریم تریبونهای خصوصی را نداشته و حق استفاده خاص از تریبونهای عمومی بدور از عدالت است .

حقوق اهالی نه تنها از جنبه مادی باید در نظر گرفته شود که جوانب حقوق معنوی مردم نیز در مرتبه و جایگاه والایی بوده و باید ادا گردد.

در ساخت آینده روستا و آتیه اهالی همه اقشار از زن و مرد گرفته تا دختران و پسران و افراد مسن ،کاسب و کشاورز و… حق تئوری و ایده پردازی داشته و باید شرایطی مهیا گردد که بتوان این حق را به درستی ادا کرد .

همانگونه که این آزادی ها باید اعمال گردد باید در پرتو این آزادیهای معنوی و مادی ارزشهای انسانی و الهی ،توحید، عدالت ،کرامت ومهرورزی را شکوفا گردانیم و همه سخنان را بشنویم و نیکوترین آنها را بپذیریم و از آن حمایت و تبعیت کنیم .

صرفا در فضایی آرام و منطقی و از رهگذر آزادی اندیشه و بیان و تعامل و تعاطی اندیشه ها و افکار ، حق به طور کامل و روشن آشکار و ثابت میشود .

بحث و گفتگو ومشاوره ما بین افکار و اندیشه های مختلف در فضایی آرام و آزاد قطعا در پیشبرد معنوی و رشد و پیشرفت جامعه نقش به سزایی ایفا میکند .

در سوره مبارکه زمر/ ۱۷ و ۱۸ این گونه مى خوانیم:
آنان که از طاغوت دورى جستند تا مبادا او را بپرستند و به سوى خدا بازگشتند، آنان را مژده باد، پس به بندگان من که به سخن، گوش فرا مى دهند و بهترین آن را پیروى مى کنند، بشارت ده آنان کسانى هستند که خدا هدایتشان کرده و آن ها خردمندانند.

در این آیه شریفه، قرآن کریم، برخوردارى از هدایت را در گوش دادن به بیان هاى گوناگون، موافق و مخالف، و برگزیدن و انتخاب نیکوترین آن ها، مى داند. چرا که بیان و سخن، مَرکَبى براى انتقال اندیشه هاست، فرمان الهى چنین است که به سخن و یا اندیشه دیگران گوش دهیم نه اینکه بیان و اندیشه را در گلو و نطفه خفه کرده و نابود سازیم.

در آیه ى دیگرى خداى متعال از پیامبرش مى خواهد که در برخورد با مخالفان، ضمن دعوت آنان با حکمت و اندرز نیکو، زمینه را براى آزادى بیان و انتخاب آزادانه ى آنان فراهم آورد.

روش پیامبر(ص) هرگز تحمیل فکر و عقیده و استبداد رأى نبوده است بلکه کوشش و مجاهدت داشته است که حقایق بر مردم روشن شود و سپس آنان را به حال خود وا مى گذاشته که خودشان تصمیم لازم را در پیروى از حق بگیرند.

حضرت على(ع) راجع به ایجاد شرائط که در آن، عامه ى مردم، بدون دلهره و نگرانى، درددل و مشکلات شان را با حاکمان و دولتمردان در میان بگذراند، به مالک اشتر این گونه توصیه مى نماید: «… بخشى از وقت خود را به کسانى اختصاص ده که به تو نیاز دارند تا مشخصاً به امور آنان رسیدگى کنى، و در مجلسى عمومى با آنان بنشین و در برابر خدایى که تو را آفریده فروتن باش و سربازان و یاران و نگهبانان خود را از سر راهشان دور کن تا سخنگوى آنان بدون اضطراب در سخن گفتن با تو گفتگو کند.»

حضرت على(ع) در جاى دیگرى مردم را مخاطب قرار داده این گونه مى فرماید: «با من چنان که با پادشاهان سرکش، سخن مى گویند حرف نزنید و چنان که از آدم هاى خشمگین کناره مى گیرند، دورى نجویید و با ظاهرسازى با من رفتار نکنید، گمان مبرید اگر حقى به من پیشنهاد دهید بر من گران آید یا در پى بزرگ نشان دادن خویشم، زیرا کسى که شنیدن حق یا عرضه شدن عدالت بر او مشکل باشد، عمل کردن به آن براى او دشوارتر خواهد بود.»

بازدیدها: ۱۱۳

 
اشتراگذاری
9 دیدگاه ها
  1. ناشناس نوشته:

    ممنون از زحمات فراوانت
    کاش یه خلاصه چند خطی از مطالبت هم میذاشتی

     
  2. محمدپارسا بهرام (ققنوس) نوشته:

    سلام و درود و سپاس از توجهتون

    همینطور که فرمودید و قبلا هم تنی چند از دوستان فرموده بودند ؛ مختصر نویسی میتونه مفید باشه و خواننده هم رغبت بیشتری به خواندن مطالب داشته باشه ولی حقیقت این هست که برای تهیه هر بخش از این مطالب گاهی شده بیست تا سی وبسایت و مقالات مختلف که هر کدام چند برابر این مطالب حجم داره مطالعه میشه تا چکیده اش بازتاب داده شه ،سعی بر خاصه گویی هست ولی به نظر بنده اگر به شرح مطلب پرداخته نشه مفهوم و مقصود به روشنی قابل درک نیست و بتبع انسان را دچار سر درگمی میکنه ، مثل اینکه بگوییم: ((انسان خوب است ))
    خب، چرا انسان خوب است ؟
    چه انسانی خوب است ؟
    آیا انسان بد وجود ندارد ؟
    اگر انسان خوب است پس این همه جنگ و خونریزی برای چیست ؟
    و صدها سوال دیگر که حتی اگر ذهن آگاه هم به اونها بها ندهد ضمیر ناخودآگاه ما شروع به واکاوی و پرسش میکنه بدون اینکه خودمون خبر داشته باشیم چه قلیانی در درون ما در حال شکل گیری است و به تبع اون تمرکزمان را هم از روی زندگی روزمره و هم از حقیقتی که در ضمیر ناخودآگاهمون به دنبال اون هستیم را از دست میدیم
    در اینجا سعی شده در حد یک مطلب پنج دقیقه ای توضیحات لازم هم داده بشه تا به بسیاری از سوالات غیر ملموس دیگه پاسخ داده بشه و مطلب قابل هضم و جذب باشه .
    بازم صمیمانه از همراهی شما و دیگر دوستان همراه سپاسگذارم

     
  3. پزشک دهکده نوشته:

    سلام تحصیلات نویسنده چیه؟
    من با مدرک فوق سیکلانسم به سختی یه چیزایی فهمیدم!
    چی به چیه، کی به کیه
    لطفا ساده تر بنویسید
    برا مردم روستا مطلب می‌نویسید یا برای دفاعیه دکتری دانشگاه هاروارد و آکسفورد؟

     
  4. ققنوس نوشته:

    سلام
    متوجه نشدم دنبال درک مطلب می گردید یا دنبال مدرک نویسنده یا دنبال مورد دیگه ای که از تجمیع این دو حاصل میشه ؟
    منظورتون از فوق سیکلانس دیپلمه ،به هر حال مدرک دیپلم شما هم اگر پشتوانه درک بالایی داشته باشه ارزشمنده
    درک ارزشمندتر از مدرک هست

     
  5. ناشناس نوشته:

    فلسفه و سفسطه
    عجب دنیایی
    ادامه بدید
    فقط مواظب باشید قربانی فلسفه نباشید

     
  6. فاتحی نوشته:

    بابا بنده خدا دیدگاه داده که مطالب راساده بنویسید
    حرف درستی زده
    اینهمه مغلطه برا چی

     
  7. پزشک دهکده نوشته:

     
  8. ناشناس نوشته:

    مجبور شدم بارم بنیسم
    خدایا به ما قدرت تحمل عقیده مخالفف ارزانی فرما

     
  9. علوا سیا نوشته:

    هیچکدوم از این کامنتا من نیستم…تو همه رو من میبینی.من امضام پای نظراتم هست

     

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.