حرومت باشه

یادش بخیر اونروزا یادمه وقتی کسی تغذیمو میقاپید و فلنگ رو میبست،همینکه داد میزدم حرومت باشه،مثل ترمز ای بی اس عمل میکرد اما حالا همه چی عوض شده احمد،همکلاسی قدیمی و یار جون…
ادامه مطلب ...

اندکی تأمل

سلام پدرا،مادرا دقت کردید همین که گوشی برا بچه هاتون گرفتید محبتاشون کمتر میشه! خلوتا و درد دلاشون باهاتون کمتر میشه!! اصن بابا مامان گفتناشون کمتر میشه و حسرت یه…
ادامه مطلب ...

تو رو خدا برو

چی شد که نامرد شدی وقتی اومدی درسته که کسی دعوتت نکرده بود و مهمون ناخونده بودی اما با همه ی شرارتات مرد بودی یادمه بچه ها رو اَمون داده بودی و اعلام کرده بودی کاری باهام نداشته…
ادامه مطلب ...

کمی مانده به آخر

گر چه روز بود اما برای من چیزی کم از شب سیاه نداشت،دیگر نه ضجه های فرزندانم محل توجهم بود و نه ناله های همسرم،چرا که برق چشمان فرزندانم که گویا منتظر پایانم بودند و حسرت همسرم…
ادامه مطلب ...