کرونا که رفت

کرونا که رفت ،یادمان نمی رود

یادمان نمی رود که گاهی خیلی زود دیر میشود

یادمان نمی رود که افسانه نیست که مرگ از رگ گردن نزدیکتر است

یادمان نمیرود مهربانی گاه جرم میشود

دیدار پدر گاه منجر به مرگ می شود

میهمان حبیب است لیک گاه منجر به حرب میشود

یادمان نمی رود،

قصه ی هراس از پول را

قصه ی زندگی با هول را

واهمه ی طبیب از علیل را

همچنین ایثار طبیب را

یادمان نمیرود به طرفت العینی

،بوسیدن فرزند آرزو میشود

دست و رو بوسی خلاف می شود

دیدار اهل قبور حرام میشود

وای نماز جماعت کجا می شود

مسجد و حرم هم غلاف میشود

کرونا که رفت یادمان نمیرود

زندگی با ترس فنا می شود

فرار از مرگ کجا میشود

کرونا که رفت یادمان نمی رود

باور کنید قصد شعر نداشتم بخدا

من و شاعری ،کجا میشود

خلاصه اگه جون سالم به در بردیم قصه ی این روزا رو سینه به سینه به نسل های بعد منتقل کنیم تا همه پی به قدرت خدا ببرند که چطور یه ویروس کوچولو که به چشم دیده نمیشه میلیارد ها انسان پر مدعا رو خونه نشین کرد

تا همه از قدرت خدا بدونند که

فرار از دست او کجا می شود

بازدیدها: ۱۶۵

 
اشتراگذاری
2 دیدگاه ها
  1. ناشناس نوشته:

    ای والا

     
  2. ناشناس نوشته:

    ایژیرو…با اجازت مو عکستم وگیت تلگراموم را

     

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.