پیکان۱۴۰۰

پیکان ١۴٠٠

اخیرا کانال رسمی بخشداری جرقویه سندی مربوط به سال۱۳۱۳ (۸۶سال قبل) منتشر کرده که در آن قصبات و مناطق اصفهان به تفکیکِ نام و جمعیت درج شده و البته نام پیکان با جمعیتی حدود ۲۷۰۰ نفری نیز قید شده که نشان از اهمیت محوری پیکان در تقسیمات سیاسی آن زمان را به مانشان می دهد.
این آمار که در دهه های نخستین سال ۱۳۰۰هجری شمسی گرفته شده پیکان را از لحاظ جمعیتی بیشتر از شهرهایی من جمله سده لنجان،فارسان، باغ بهادران ،هرند، پوده , ورزنه محمدآباد نشان می دهد
با نگاهی کوتاه به این آماراز گذشت آن سال های نخستین ۱۳۰۰تا به امروز که در آستانه سال۱۴۰۰هستیم بیشتر مکان های نامبرده شده که جمعیتی کمتر از پیکان داشته اند امروزه به شهرهای بزرگ و نیمه بزرگی با جمعیت چندین برابر نسبت به آن زمان ارتقا یافته اند که متعاقب این رشد جمعیت از لحاظ فرهنگی اقتصادی سیاسی نیز توسعه و پیشرفت چشم گیری داشته اند
با این قیاس ما امروزه و درآستانه سال۱۴۰۰باید دارای شهری بزرگ با جمعیتی حداقل ده هزارنفری باشیم که البته به لحاظ جغرافیایی نیز وسعتی در قالب جمعیت مان داشتیم که چندین شهرک استاندارد شیک و تمیز و خیابانهای عریض داشته که البته زمین های آن با کمترین هزینه و با الویت وعدالت توسط شهرداری شهرپیکان بین شهروندان تقسیم شده بود

چندین بوستان و پارک مجهزبه امکانات رفاهی و سرگرمی در نقاط مختلف شهر پیکان وجود داشته و خیابان ها و معابر و میادین و بلوارها نیز به لحاظ فرم و ظاهر و زیبا سازی و اِلِمان سازی در خور شأن یک شهر استاندارد و شیک بود.

بازار قدیمی پیکان, مسجد جامع وارگ وقلعه باستانی و آب انبارهاو بادگیرهای تاریخی پیکان چندین سال قبل بازسازی شده که همین امرسالانه تعداد قابل توجهی ازگردشگران داخلی وخارجی راجهت بازدید از این اماکن باستانی به سمت شهر پیکان مجذوب میکرده است.

منزل قدیمی سلطان که احیاء و مرمت شده تبدیل به موزه بومشناسی و مردم شناسی شهر پیکان شده و در همین مکان دفتر میراث فرهنگی احداث شده و حداقل ده منزل از خانه های قدیمی پیکان تبدیل به مراکز بومگردی و سفره خانه و مُتل ومهمان خانه سنتی گردیده
که در متعاقب آن مقادیر زیادی شغل و حرفه و فرصت نصیب مردم شهر پیکان شده است.

صنایع دستی پیکان که شاخص ترین آنها تخت کشی و رویه بافی و گیوه دوزی است پس از ثبت ملی شدن دارای رشد و گسترش و آوازه قابل توجهی شده و کارگاههای این حرفه تاریخی در سرتاسر شهر پیکان دایر گردیده تا جوانان در کنار موسفیدان این حرفه در کارگاههای تخت کشی و گیوه دوزی مشغول به کار بوده و شهر پیکان یکی از قطب های صادر کننده “گیوه پیکانی” به سرتاسرایران و کشورهای خارجی بوده باشد.

اماکن فرهنگی شهر پیکان که محل رشد آگاهی و تربیت روحی است نیز جایگاه ویژه و خاصی داشتند علاوه بر کتابخانه عمومی شهر پیکان ،ما دارای یک فرهنگسرای مجزا و جامع و فعال بودیم ونیز صاحب حداقل یک کانون فرهنگی /پرورشی کودکان بودیم .

بانوان پیکانی مطابق شأن ومنزلتشان صاحب مکانی مجزا و استاندارد ومجهز به کلیه امکانات بودند تا در آنجا بدون دغدغه و با خاطری آسوده مشغول به فعالیت های فرهنگی , ورزشی , تربیتی و اقتصادی باشند تا این بخش از جامعه که در جوامع سنتی معمولا نادیده گرفته می شوند نیز در رشد و شکوفایی و توسعه پیکان نقش به سزایی ایفا نمایند.

در بخش ورزش علاوه بر دو سالن مینی فوتبال و زمین چمن ،اردوگاه بزرگ ورزشی چند منظوره انتهای شهر پیکان سالها قبل به بهره برداری رسیده و در این مکان مسابقات و رقابت های مختلف فوتبال ،بستکبال،والیبال، بدمینتون ،تنیس , دو میدانی و دوچرخه سواری و…در سطح داخلی و منطقه ای و استانی برقراربود. در کنار این موارد شهر پیکان از پیست های اسب سواری و موتور سواری مناسبی برای دوستداران این ورزش ها نیز بهره مند بود.

کارخانه نسبتا بزرگی که جوابگوی نیروی کار شهر پیکان بود سالها قبل به بهره برداری رسیده تا خیل بیشماری از پیکانیها که به واسطه نبودن شغل و کمبود امکانات برای ارتزاق  خانه و کاشانه خود را رها کرده و دست به مهاجرت زدند در همین کارخانه مشغول به کار و فعالیت باشند و بخش بزرگی از آنها برای کسب روزی ،مجبور نباشند هر روز گردنه های خطرناک چادگان و لردگان و سمیرم و ملا احمد و کویرسوزان خور و بیابانک را طی کنند. کارخانه ای که اگر همان سال هایی که جرقه ساختن آن پدید آمد احداث میشد امروزه ودر آستانه سال ۱۴۰۰بخش هایی از نیروی کار آن تا چندسال دیگر در آستانه بازنشستگی بودند.

و در پیوست تمامی موارد ذکر شده ما در حوزه کشاورزی با استفاده ازنیروی جوانان و استعداد آنها و استفاده از تکنیک های مدرن و بروز و روش های نوین در این زمینه نیز یکی از قطب های تولید کننده محصولات کشاورزی خصوصا جالیزات در سطح استان بودیم و البته در کنار بخش کشاورزی در حوزه های باغداری و رشد و پرورش دام و طیور و ماهی وکشت قارچ و ایجاد گلخانه و … آمار قابل توجه و چشم گیری داشتیم .

 

اما از این تصورات ذهنی اگر فاصله بگیریم و آنچه که اکنون در پیکان شاهد آنیم را با آنچه که باید باشیم مقایسه کنیم متوجه یک فاصله و شکاف عظیم تاریخی میشویم تا این مقایسه و تطابق به ما نشان دهد که ما درطول سالیان گذشته تا اکنون که در مرز ورود به سال ۱۴۰۰ هستیم در یک نقطه از تاریخ گیر کرده و همانجا مانده ایم و حرکتی نکرده ایم.

امروزه و در آستانه سال ۱۴۰۰ما هنوز نام روستا را به دنبال خود یدک می کشیم . هنوز بدیهی ترین حقوق شهروندی خودرا مطالبه گریم
درحالیکه زمان زیادی از دست ما رفته و فرصت ها را سوزانده و تغییرات و تنظیمات جدی و فوری نیازداریم اما
دغدغه های ما هنوزپر کردن دست انداز خیابانها و چاله های معابر ، و حواله آرد و دعواهای فرسایشی فلان تعزیه خوان و فلان گروه و فلان محله و فلان مسؤول است.
امروزه و در سال ۱۴۰۰ بجای تاریخ دانی و تاریخ سازی ما هنوز مشغول تاریخ سوزی هستیم و بجای عبرت ودرس گرفتن از خطاهای گذشته ،هنوز در انتخاب های خود دچار آزمون و خطا هستیم و یک خطا را مکررا تکرار میکنیم
امروزه با اینکه روستایی با کمترین امکانات هستیم اما با زمین و خانه هایی روبرو هستیم که قیمت های نجومی در حد املاک شهرهای بزرگ دارند و جوانان و مردمان ما محروم از قطعه ای زمین هنوز منتظرند شاید بخشی از اراضی ملی واقع در تپه های گچی اطراف روستا آزاد و آنها با التماس و خواهش صاحب قطعه ای از آن شوند.
بازار تاریخی ما نابود شد .

کارخانه ای برای اشتغال نداریم .

از سقف تنها مکان ورزشی ما آب چکه میکند.

پیکان ۱۴۰۰ مکانی کاملا ویران نیست و نباید دست به سیاه نمایی و افراط و خودزنی زد اما نباید واقعیت ها را نیز در نظر نگرفت وبا لاپوشانی و خود فریبی ومصلحت چشم را بر حقایق بپوشانیم.
توصیف پیکانشهر استانداردی که با معیارهای روز مغایرت داشته باشدتقریباهمان است که در بخش نخست این مقاله تحریر شد وتمامی برنامه ریزی و تلاش و جهد و تدبیر و آینده نگری ما باید معطوف به دستیابی به چنین مکانی باشد .

شاید در نگاه نخست تصور چنین پیکانشهری فقط در ذهن امکان پذیر است و در واقعیت نتوان به چنین شهری تبدیل شد و اینکه تعدادی از زیر ساخت های ما مثل اماکن تاریخی برای رسیدن آن شهر آرمانی از بین رفته است اما باید اذعان کرد که هر تصور و تصویری از یک پیکانشهر مطلوب باید در حد اعلا باشد تا این بینش اعلای ما جامعه را درسطح پایین نگه ندارد وهمواره میل به رشد وکمال در روان ما زنده و همین انگیزه متعالی ما را پویا ومتحرک و زنده نگه داشته و بر همین اساس تمامی برنامه ها و چشم انداز و آینده بینی ما و نقطه هدف ما باید به سمت پیکانشهر ایده آل ذهنی ماتمرکز یابد ولو اینکه از همین سال ۱۴۰۰شروع کنیم و سال ۱۴۵۰ به آن برسیم.

آنچه که واضح است علل و دلایل گوناگونی باعث شده بین “آنچه که باید باشیم” و “آنچه که هستیم” فاصله زیادی ایجاد شود اما افسوس و حسرت خوردن بر گذشته و مدام فحش و ناسزا و افترا و غر زدن هیچ سود و بهره ای برای ماندارد کما اینکه تا کنون نیز نه تنها استفاده ای نداشته بلکه باعث ضرر ما نیز شده است

برای شروع هیچگاه دیر نیست و هنوز میتوان از آن نقطه ای که در تاریخ گیر کرده ایم خود را رها کنیم و حرکت را آغاز کنیم با توجه به این نکته مهم که توسعه یک شبه حاصل نمیشود و پروسه ای زمان بر و طولانی است.

فرزندان ما اهل همین آب و خاک هستند و ۲۰ یا ۳۰ یا ۵۰ سال بعد یکی از آنها قلم به دست گرفته و از پیکانیهای سال ۱۴۰۰که نسل ماهستیم شکوه و گلایه کند که چرا آغاز به ساختن نکردند و چرا هنوز به رغم پیشینه تاریخی که پیکان داشته هنوز ده و روستاست و ما را متهم به بی عرضگی و جهالت و نادانی و بی رگ بودن میکند

پیکانِ١۴٠٠ می بایست شهری شهیر و توسعه یافته باشد اما نیست ولی میتواند به پیکانشهر ایده آل برسد واین امر مهم بستگی به جهش فکری و رفتاری ما دارد که در چه زمان و تاریخی به پیکانشهر دلخواه برسیم.

پیکان سال١۴١٠
١۴٣٠
١۴۵٠
یاپیکان ۱۵۰۰

 

محمدعلی فاتحی

پاییز۹۹

پی نوشت :

تصویر ضمیمه این متن تزیینی است اما دورنمای پیکانشهر خیالی ما را به ما نشان داده  و آنرا برای ما تداعی میکند

گلدسته های حسینیه

بادگیرها و خانه های خشت و گلی مرمت شده

گنبد خشتی سلطان حجی

بازدیدها: ۳۰۸

 
اشتراگذاری
1 دیدگاه
  1. ناشناس نوشته:

    یادش بخیر روزهای کودکی که در پیکوم سپری شد همه پیکومیا دوست دارن توی وطن خودشون باشند البته با امکانات وشغل مناسب
    خیلی ممنونیم که صدای مردم شدین بلاخره تغییر ازیه جاباید شروع شه اولین چیزی که مهمه اتحادوهمدلیه ما مردم ودلسوزی مسؤولین هست. به امید پیشرفت وابادانی بیشتر پیکوم

     

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.