پیکانِ متمدن، تمدنِ پیکانی ،پیکانی متمدن

به نام خداوند بخشنده و مهربان
خداوند جسم و خداوند جان
خداوند دریا خداوند بر
خداوند دنیا ،جهان دگر

با درود و سلام خدمت دوستان عزیز و گرامی ؛

…ادامه ⬇⬇⬇⬇

🔴 بخش پنجم :هر شهروند پیکانی خواستار عدالت و نفی کننده ظلم است

پایبندی به اجرای عدالت در توزیع فرصتها و مناسبات اجتماعی بستر ضروری برای پیشرفت روستا و شکوفایی استعدادهای اهالی و لازمه رفاه عمومی روستا است.

بخشی از فساد در امور اداری زاییده بی عدالتی در توزیع فرصتهای اجتماعی و اموال عمومی است و اجرای عدالت در این بخش زمینه این مفاسد را از بین میبرد .

هر گونه بی عدالتی و ظلم در هر شکل و هر سطح آن و نسبت به هر انسانی مخالف احترام به کرامت انسانی شهروندان است و به شدت نکوهیده و مردود است .

دفاع از مظلومین از هر کوی و برزن و فامیل و قشری و مقابله با بیدادگر بدون توجه به جایگاه و انتساب آنها بسیار پسندیده و قابل ستایش است .

پذیرش بی عدالتی و جور و همراهی با ستمگر دلیل اصلی گسترش ظلم و بی عدالتی است .

همه افراد بویژه کسانی که مورد جور و بیداد قرار گرفته اند حق دارند و باید در برابر بی عدالتی فریاد بزنند و با استیفای حق به بی عدالتی و ناموزونی در نظم اجتماعی پایان ببخشند .

مال و جان و آبروی همه شهروندان محترم بوده و هرگونه تعدی به این موارد به شدت نفی گردیده و باید به مقابله با آن برخاست .

ماموریت اصلی مسئولین و مدیران ترویج ظلم ستیزی و ترویج عدالت خواهی و عدالت گستری است به گونه ای که اگر در انجام کامل و بی شرط این امر کوتاهی گردد اصالت و مشروعیت خود را در تصدی مسئولیت خود از دست خواهند داد .

فلاسفه غربی بسته به دیدگاهی که  دارند برای عدالت تعاریف متفاوت و تا حدی متضاد ارائه کرده اند  به عنوان مثال برتراندراسل معتقد است  که عدالت عبارت از هر چیزی، که اکثریت مردم آن را عادل بدانند .افلاطون نیز  عدالت مادر همه فضایل اخلاقی می دانست.
در اسلام عدالت همواره یکی از مواردی قابل بحث و جدی بوده است تا جاییکه به عنوان یکی از اصول دین در مکتب تشییع ارایه گردیده است.

عدل به مفهوم اجتماعی اش در قرآن هدف نبوت معرفی شده است ((لقد ارسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب والمیزان لیقوم الناس بالقسط ( حدید  ۲۵  ) ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم، و با آن ها کتاب (آسمانی) و میزان (شناسایی حق از باطل) نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند)) ،
و همچنین  به مفهوم فردی اش مبنای معاد است ((و نضع الموازین القسط لیوم القیامه (انبیاء  ۴۷)ما ترازوی عدل را در روز قیامت برپا می کنیم ))

و اما در توضیح اهمیت عدل و عدالت و برابری از دیدگاه حضرت علی (ع)باید گفت ؛
امام علی(ع) به حق، معتقد است که عدل و داد، اهم ضروریات، بلکه نظام‌بخش زندگانی افراد و جامعه‌هاست و اگر خلافت را پذیرفت، جز احیای عدالت، دادگری و بسط قسط و عدل و احقاق حقوق و اقامه حدود و حمایت از مظلومان و مستضعفان و مقابله با طغیان‌گران و زورگویان، هدف و مقصدی نداشت.

به روشنی می‌توان دریافت که تمامی مقامات و همگی مراتب و مراحل و کلیه ابعاد و جوانب مورد توجه علی(ع) و مورد بحث در حیات پرافتخار او، به یک حقیقت برمی‌گردد و آن، عدل و عدالت است، حتی مسایلی از قبیل سیاست و اقتصاد و حکومت و امارت و بلکه مسایل مربوط به ماورای طبیعت، همانند تقوا و اخلاق و عبادات، همه و همه، به ضرورت احقاق حق و احیای عدالت و اقامه قسط و عدل درجامعه برمی‌گردد.

علی(ع) می فرمایند: عدل، زیبایی و جمال حاکمان است. اگر حاکم بخواهد زیبایی و جمال داشته باشد باید عادل باشد. اگر عادل باشد، انصاف هم دارد. این نگاهی است که حضرت(ع) نسبت به اداره جامعه بر اساس عدل دارند. از این جهت هم بود که در زمانی که ایشان خلیفه بودند جامعه اسلامی در ثبات قرار داشت و همه مردم بر اساس عدالت از بیت المال حق خود را دریافت می کردند.

عدل یعنی انصاف و این که به هر فرد آنچه اختصاص به او دارد بدهی و از او هر آنچه که باید گرفت بگیری . امام علی (ع) در این زمینه می فرماید ((العدل وضع کل شیء موضعه)): عدالت، آن است که هر چیزی در جای خودش قرار گیرد. و یا ((العدل اعطاء کل ذی حق حقه)): عدالت، آن است که حق هر صاحب حقی، داده شود. )

مطالعه در تاریخ حکومت علوی و سیاست‌هایی که آن حضرت در مقاطع مختلف به کار بسته است به خوبی بیانگر این موضوع است  که امیرالمؤمنین(ع)، تنها آسیبی را که در مواجهه با آن هرگز تسامح و مماشات نکرد و برای ان همه  حوادث و ناملایمات سیاسی را به جان خرید و سرانجام جان خویش را برای آن ایثار کرد ،اصرار و بر اجرای عدالت  بود.

بازدیدها: ۹۹

 
اشتراگذاری
6 دیدگاه ها
  1. ناشناس نوشته:

    ممنون از این همه سعی وتلاشی که برای نوشتن از پیکان و مشکلاتش و راههای برون رفت از بیچارگیهامون میکنی ولی کاش خلاصه تر مینوشتی
    پاینده باشی

     
  2. ناشناس نوشته:

    کاش میتونستی با خودت کنار بیای ننویسی ،
    اینجور برا خودتم بهتر بود

     
  3. ژاژ نوشته:

    ما محتاج خواندن و نوشتن هستیم.
    ولی مردم این روزا یا کتاب و نوشته نمی خونند یا اگه بخونند مگه کوتاه باشه و خلاصه…

    اشکال نداره مثلا این مطلب که در هفت بخش هست رو به هفتاد بخش کنی…
    اینجوری همه می خونند و ایراد نمیگیرند.موفق باشید جناب بهرام

     
  4. ناشناس نوشته:

    مردمی که حوصله خوندن و تفکر ندارند و ساعتها وقتشون را باعلافی و بیکاری و خزعبلات تلوزیون و ماهواره و اینستاگرام وهزارچرت وپرت دیگه سپری میکنن اما به وقت خوندن و مطالعه که میرسه شروع به نق نق و بهانه گیری میکنندکه چرا این مثلا دوتا خط نیست و ده تاخطه و همیشه همه چی رو آماده و بی دردسر و خلاصه میخوان, محکوم به زندگی در پست ترین شرایط هستند و حاکمان و زمامداران نالایق و ظالم و بی کفایت هم همیشه بر اونا حاکمند واین چرخه بلاهت و فرومایگی تا وقتی که ما نخواهیم به آگاهی برسیم همچنان تکرار میشه
    راه نجات فقط آگاهیه و آگاهی هم تو قوطی کنسرو آماده و مهیا نیست , جامعه ای که پنج دقیقه از وقتشو برای خوندن یک مقاله نمیزاره محکوم به ابتذال و انجماد و سقوط به قعر تاریخه

    نامه تمام

     
  5. ناشناس نوشته:

    خدایا به ما قدرت تحمل عقیده مخالف ارزانی فرمااااااااا
    ااااامین

     
  6. محمد پارسا بهرام (ققنوس) نوشته:

    با سلام و درود
    بهتر و پسندیده تر هست نظرهای عزیزان به نام و نشان مزین بشه تا روان جمعی خوانندگان دچار اشتباه و سو تفاهم نشه
    ممنون از دوستانی که با تشویق و انتقادهای سازنده باعث دلگرمی هستند

     

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.