قلعه میرحیدر از افسانه تا واقعیت+ گزارش تصویری

قلعه میرحیدر از افسانه تا واقعیت

برای بازدید از قلعه میرحیدر از طریق جاده موسوم به جاده شیرازی به سمت کوههای جنوب شرقی روستا رهسپار میشویم در فاصله ۱۵ کیلومتری روستا و پس از گذر از کوه کله و کوه هروشت، کوه قلعه میرحیدر به وضوح قابل رویت میشود .
این کوه که همچون دژی نفوذ ناپذیر در نزدیکی روستای پیکان قرار دارد با هیبت دژگونه و باشکوه خود باعث می شود تا اولین کاربردی که میتوان برای آن مجسم کرد ، قلعه ای باشکوه ،سر به فلک کشیده و نفوذ ناپذیر باشد .
داستانهایی در مورد کوه موسوم به قلعه میرحیدر روایت شده است ؛از قبیل اینکه دسته ای راهزن به رهبری فردی با نام میرحیدر ، این مکان را که بر سر مسیر شیراز به اصفهان بوده پناهگاه و کمینگاه خود نموده و به راهزنی و غارت کاروانیان مشغول بوده اند که در نهایت توسط آرایشگری که از پیکان طبق روال معمول و تاریخ مشخص برای اصلاح صورت میرحیدر به آنجا میرفت و تنها فردی بود که به او دسترسی داشت در موقعیتی که تیغ و گردن را همزمان در اختیار داشته ،دست به قتل وی میزند و شریان گردن او را قطع مینماید، ولی قبل از اینکه میرحیدر به قتل برسد آرایشگر را از بالای کوه به پایین پرتاب میکند و قاتل خود را مجازات می کند .
در برخی برداشت ها نیز قلعه میرحیدر را معبد الهه آب (آناهیتا)معرفی می کنند که برای اثبات این فرضیه دیواره های آجر و ساروجی بالای کوه را گواه بر این ادعا میدانند .
قطعا همانگونه که گفته میشود ؛ ((افسانه ها ریشه در حقایق تاریخی دارند)) ، نام قلعه میرحیدر نیز بی ارتباط با نام شخصی به اسم میرحیدر نیست، ولی تا چه حد داستان میرحیدر و راهزنان حقیقت دارد را فقط با استناد به داستان میتوان باور داشت .
و اما آنچه در مورد معبد آناهیتا به این مکان نسبت داده شده و پرستشگاه الهه آبها را بر فراز این کوه تجسم کرده ، چه زاییده تخیل باشد و چه هیجان و چه برداشت علمی چندان هم بی ربط با حقیقت نیست و نبوده است .
حال ارتباط الهه آبها (آناهیتا ) با دژکوه میرحیدر چیست؟
برای یافتن پاسخ این سوال باید پا را در مسیر صعب العبور صعود به قله گذاشت و آثار باقیمانده را از نزدیک دید و در مورد آن تحقیق به عمل آورد .
قدم در راه میگذاریم ،
تنها یک مسیر را برای صعود میتوان یافت ، عرض آن برای عبور نفرات پشت سر یکدیگر، آن هم افرادی که تجربه کوهپیمایی داشته باشند قابل استفاده است ، به وضوح میتوان چندین نقطه از مسیر را که برای صعود آسانتر،تراش خورده رادید و جای ابزاری که روی کوه را تراش داده به وضوح نمایان است.

پس از صعود از دامنه کوه و عبور از صخره های صعب العبور اولین سازه ای که به چشم می آید سازه ای است که با سنگ و آجر و ساروج در گودترین نقطه سطح کوه که آبریز سطح کوه نیز هست بنا شده است .

این ابنیه از جنس سنگ ، آجر و ساروج بوده و از ابعاد بزرگ آجرهای به کار رفته در آن و قدمتی که برای آجرهایی با این ابعاد (۴۰*۴۰)تعریف شده، قدمتی ماقبل دوره اسلامی (ساسانی) را میتوان برای آن مشخص نمود .

آنچه مشخص است این نکته است که ، معبد یا مسکن و… را در گودی و پستی نمی ساختند و بیشتر به دلایل مختلف بر فراز بلندی می ساختند ولی این دیواره دقیقا بر خلاف قوانین معماری در پست ترین نقاط و دقیقا در مسیر آب(مسیل) بنا شده است .

مورد دیگری که با تمرکز بیشتر در طریقه به کاربردن مصالح (سنگ ،آجر و ساروج ) به وضوح قابل درک و مشاهده است، تراکم شدید ساروج و دیگر مصالح است که با مهارت خاصی دیواره ها را آب بندی کرده و از نفوذ آب جلوگیری می نماید .

اکنون این سوال پیش می آید که آیا با این همه محدودیت و سختی،بدون آنکه نقشه و پلان دقیقی از بنای مورد نظر داشته باشند این همه ساروج و آجر را در نامناسبترین مکان ممکن هزینه کرده اند؟
قطعا چنین نیست ، باید کاربری دیگری برای این دیواره ها که به صورت چهار دیواری نیز هست تعریف شده باشد .
با دقت بیشتر متوجه خواهیم شد که سطح سنگی کوه حتی کمترین مقدار بارندگی را به سمت داخل این دیواره هایی که اکنون بیشترش در زیر خاک مدفون شده است هدایت میکند.
مجهولاتی که بسیاری را به طمع گنج به این مکان کشیده وباعث شده تا دست به تخریب این بنا بزنند نزدیک به حل شدن است ، دیواره هایی که مسیل را مسدود میکند دقیقا کاربری سد را داشته و برای انباشت سیلاب جاری شده از کوه استفاده میشود و چون کف حوضچه ها نیز همان جنس سطح کوه را دارد از نفوذ آب جلوگیری میشده و واقعا چه کاربردی در یک منطقه کویری مهمتر از حوضچه هایی با کف سنگی برای این بنا میتوان متصور شد ؟
ولی سوال دیگری ذهن را مشغول میکند ،
برای ایجاد سد یک دیواره کفایت میکرد
دیواره های کناری که با دیواره جلو حالت یک اتاقک را تشکیل میدهند به چه کاری می آمد ؟

آیا این دیواره های کناری گواهی بر وجود اتاق یا سالن در این مکان بوده است، یا شاید بتوان کاربردی دیگر برای دیوارهای کناری تعریف کرد؟

با دقت به سطح شیب دار کوه در می یابیم اگر این دیواره های کناری وجود نداشت ،حوضچه ها در کمتر زمانی با حجم انبوهی از سنگ و خاک پر میشد، ولی لبه های چپ و راست حوضچه از ورود سنگ و خاک به درون حوضچه ها جلوگیری میکرده است و در اصل دیواره های کناری سدهایی برای خاک و شن بوده و دیواره اصلی برای جلوگیری از عبور آب تعبیه شده بودند.

افرادی با تصور بر وجود دفینه در اتاقهای معبد تخیلی آناهیتا، این ابنیه را تخریب کردند ولی در حقیقت به دلیل عدم علم کافی یا در دست داشتن اطلاعات نادرست ،آب بندهایی که توسط مردمان زحمتکش آن دوران برای استفاده انسانها و دامها و وحوش بنا شده بود را به نابودی کشانده اند .

شاید اگر در معرفی آثار باقی مانده از گذشتگان تحقیق بیشتری می کردیم و احساسی و تخیلی رفتار نمی کردیم ، امروزه این اثر همچنان سالم و پا برجا بود .
حال میشد بدون اینکه به این آثار آسیب بزنند خاکهای درون آن را تخلیه کنند تا این آثار زیبا و کاربردی باستانی دوباره پس از گذشت هزاره ها چهره واقعی خودشان را به گردشگران نشان دهند و چه بسا تبدیل به آبشخورهایی برای پرندگان و چرندگان شوند و در این کار نیکو و ایزد پسند گذشتگانمان ،نیز سهیم شویم .
و حال این سوال پیش می آید که رابطه معبد افسانه ای آناهیتا (الهه آبها) با آبگیرهای واقعی دژکوه پیکان در چیست ؟
معبد هر چند در معنای واژه محل عبادت است ولی در معنای باطنی به مکانی اطلاق میگردد که انسان را به خدا نزدیک گرداند و انسان را به پاسداشت نعمات خداوند و عبادت ایزد ترقیب کند ،
با این اوصاف ذکر شده می توانیم دو تصور از بنای دژ میرحیدر در دوران بهره وری داشته باشیم ؛
تصور اول :معبدی آراسته و پیراسته بر فراز کوهی بلند برای ستایش که می بایست نذورات و قربانی به پیشگاه ایزدبانوی آب، که نگهبان آبها و رودهاست عرضه داشت تا عبادت ستایشگران ، مورد قبول قرار گیرد.
و تصور دوم :آبگیری که در پاسداری از آب ، با دستانی زحمتکش توسط انسانهایی نیکو پندار ساخته و پرداخته شده است تا بدون هیچ چشم داشتی انسانها ، وحوش و دامها را بر سفره خود فرا خواند .
به راستی کدام یک از این دو بنا، انسان را ترقیب به سپاسگذاری و عبادت خداوند میکند و یا به عبارت دیگر الهه باستانی آبها (آناهیتا) را شادمانتر میکند؟

ده سال قبل بر فراز کوه میرحیدر جمله ای را حک کردم با عنوان ، دستانی که کمک می کنند مقدس تر از لبهایی هستند که دعا می کنند .
سالها گذشت تا (در آذرماه ۹۹) پس از پی بردن به کاربری سازه این کوه ، پرده از معنای جامع و کامل این جمله برایم برداشته شد .
به درستی که ؛”دستانی که کمک میکنند مقدستر از لبهایی است که دعا می خوانند”

محمدپارسا بهرام

۹۹/۱۱/۱۱

 

بازدیدها: ۱۹۱

 
اشتراگذاری
8 دیدگاه ها
  1. ناشناس نوشته:

    دمت گرم
    عالی بود

     
  2. ناشناس نوشته:

    با سلام .سپاس ویژه از دوست بزرگوارم اقا پارسا.علاقه وتلاش شما بزرگوار در جهت شناساندن وپاسداشت گذشته روستا وهمچنین فعالیتهای فعلی شما وخدمت به اهالی به دور از دستور وهیاهو وشانتاژستودنیست…فانوس

     
  3. رمضان م نوشته:

    خیلی عالی بود و چقدر خوب بود اگر این بی مغزایی که بدنبال گنج هستند و قلعه میرحیدری را درب و داغون کردن وادار میکردن خاک و سنگهای اضافشو جابجا کنند و پدرشونو در بیارن.البته اینا آرزوست و ارزو بر جوانان عیب نیست.
    و اما آقای بهرام خودشون ده سال پیش طبیعت رو رو دست کاری کردند و شعار رو جایی نوشند که تصویر زیبای سنگ اب را گند زده بهش .و البته صحیح این جمله:
    دستانی که کار میکنند از لب هایی که دعا میکند مقدس تر است.

     
  4. ناشناس نوشته:

    نوشته کاری به سنگ اب نداره واصلا سنگ ابی هم نیست اونجا یه استخره که جای نوشتن هم نداره کلا جمله اقای بهرام هم درست بودشما هم یه چی گفتی که گفته باشی

     
  5. ناشناس نوشته:

    دمت گرم بهرام.باید بلندگو زردا ببندن و تو پیکوم صدا بزنند که قلعه میرحیدر گنج نداره دست ازش بردارید.همین چند شب پیش چند تا از این گنجیا میگفتن از قلعه میرحیدر خوبوشون کووا.

     
  6. محمد پارسا بهرام (ققنوس) نوشته:

    با سلام و سپاس بابت تمامی نظرات موافق و منتقد دوستان
    بنده به نوبه خودم سعی کردم با روشن شدن واقعیت و پی بردن به حقیقت در حفظ آثار باقی مانده از خیر خواهی و نیک اندیشی گذشتگان پاسداری کنم تا شاید همین مقدار باقیمانده برای آیندگان به یادگار بماند تا الگویی برای خیر خواهی و درستکاری آیندگان باشه .
    بنده هم مثل بقیه قرار نیست الگوی کاملی باشم چون انسان کاملی نیستم ولی حقیقت اینه که همه ما از بدو تولد در تغییر چهره طبیعت نقش ایفا کردیم و طبیعت را اونجور که خودمون دوست داشتیم تغییر دادیم (کل طبیعت نه فقط کوه و صخره) ،ولی مهم این نکته است که آیا تغییرات حاصله از اعمال ما در کمال فکری و مادی جامعه نقش داره یا در زوال جامعه ،این دستنوشته بنده با فاصله ای بیش از ۲۰۰ متر از بنای آبگیر قلم زنی شده ،نه گیاهی از بین رفته ،نه بنایی تخریب شده نه حیاتی نابود شده و فقط روحی بوده که در کالبد سنگی دمیده شده ،قدرت کلمات را نادیده نگیریم حتی اگر بر فراز کوهی باشه .

     
  7. محمدعلی نوشته:

    درود

    تاریخ ما همواره آغشته با تحریفات و مجهولات و فرضیات بوده و تنها میتوان بصورت محقق و پژوهش گر با تکیه بر عقلانیت و در نظر گرفتن تمامی جوانب امر به بخش هایی از واقعیت های تاریخی پی برد یا به آن نزدیک شد
    ما در موردبسیاری از امورات دیگر من جمله خود پیکان و وجه نامگذاری آن به این نام و همچنین چشمه محمدنوجوان و زدودن خرافات از این مکان نیز نیاز به پژوهش های مستدل و واقع انگارانه ای داریم

     
  8. پیکانی دوره گرد نوشته:

    چقدر ما ایرانیا و به تبع پیکومیا قدر داشتنی هامونو نداریم
    چقدر این تصاویر دلمو برد
    تو شهرها ارزوی نزدیک بودن به یک کوهستان دارند
    اقایی ک این عکسها رو گرفتی واقعا دلمونو بردی
    من در دوران دانشجویی یه دوستی داشتم پدرش عکاس بود، یه روز ناهار خونشون بودم و وقتی از پیکان ازم پرسید بخاطر اینکه فامیلم پسوند پیکانی داره گفتم نه اونجا خشکسالیه و چیزی نداره….
    الان که این تصاویر رو دیدم از خودم خجالت میکشم که من میتونستم بگم ما کوهستانهایی داریم که زندگی توش جریان داره.
    واقعیتش خیلی از برو بچه های پیکان از اینکه بگن ما پیکومی هستیم خجالت میکشند.
    واقعا نمیدونم چی بگم و کیا رو مقصر بدونم.فکر کنم مقصر دایی خودمه که از بچه گی تو گوش ماها میکرد که پیکان هیچ وقت آباد نمیشه چون همه پی همن….
    ببخشید اضاف گویی شد.
    راستی من الان دوره گردم.با اینکه۲ ترم دانشگاه درس خوندم و اینقد فشار مالی داشتم مجبور شدم برم دوره گردی.
    یا حق

     

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.