قسمت های کوتاهی از مبارزات شهید رضا نصیری درسال ۱۳۵۷

قسمت های کوتاهی از مبارزات شهید رضا نصیری درسال ۱۳۵۷

ایشان بعداز ۲ سال خدمت سربازی در یک تعمیرگاه اتومبیل شروع به کارمی کنند.
درپی اعتراضات مردمی علیه رژیم قبل ازانقلاب شهید گرامی در صف اول این مبارزات قرارداشتند ،
دریکی ازاین درگیریها حدودمیدان ژاله به یکی از کلانتریها هجوم می برند و با پرتاب نارنجک به سمت مأمورین مورد اصابت گلوله یکی از آنها قرار می گیرند وتیربه پای ایشان می خورد و با همان وضعیتی که زخمی شده بودند مامورین شاه تا حوالی میدان شوش آنان را تعقیب میکنند در همان حین خانمی در خانه ی خود را باز میکند و رضا و همراهانشان را در خانه جا می دهد.

خانم صاحب خانه متوجه پای زخمی ایشان می شود پارچه ای می آورد و پای رضا را میبندد تا جلوی خونریزی را بگیرد.
فردای آن روز به خانه برمیگردد.مادر با دیدن لباس خونی فرزند خود متوجه زخمی شدن آن میشود، رضا به حمام می رود و غسل شهادت میکند و این را به مادر خود میگوید مادر یکدفعه جا میخورد و اعتراض به رفتن رضا میکند همسایه ها متوجه میشوند و سعی میکنند رضا را از رفتن بازدارند او آنها را متقاعد میکند و به مغازه ی محله میرود و مقداری خوراکی میخرد به قصد شاد کردن بچه ها و با آنها خداحافظی میکند.

در ادامه مبازرات خود زمانی که امام به ایران آمدند همه جا با امام بودند ، ایشان یک فرد عادی در مبارزات نبودند که فقط شعار بدهند آن بزرگوار در خط اول مبارزات و درگیری ها بودند و مرتب با مامورین گارد درگیر میشدند ، برای همین از شهادت خود کاملا آگاهی داشتند.
رضا خانواده ی خود را تشویق به دیدن امام میکند، برادران رضا با وسیله ی نقلیه ی خود همسایگان را به دیدن امام میبرند.
من آن زمان کودک بودم و یادم هست که از نزدیک امام را دیدم منزل ما در همسایگی شهید بود.

بعد از رفتن رضا در همان سال ۱۳۵۷ و مبارزاتی که توسط ایشان در تهران صورت میگرفت خانواده تا چند روز از او خبری نداشتند آنها در پی جستجوی ایشان به چند بیمارستان سر زدند تا در یکی از بیمارستانهای غرب تهران مدارک او را پیدا کردند و متوجه شهید شدن این فرد مبارز شدند.

طریقه شهادت ایشان:
وقتی جنازه را تحویل گرفتند دیدند که تیر به مغز ایشان اصابت کرده و مغزشان را متلاشی کرده بود. در اینجا نمیشود تمام خصوصیات آن شهید گرامی را بازگو کنم فقط به اندکی از آنها اشاره شد که امیدوارم مورد توجه خوانندگان عزیز قرار گیرد.
درباره شهید رضا نصیری و مبارزات ایشان میتوان کتاب ها نوشت که بسیار آموزنده و در خور توجه شما عزیزان باشد

یادشان گرامی و نامشان جاودان
با تشکر از خانواده شهید

نویسنده: خانم خاوری

 

اطلاعات شهید رضا نصیری در سایت پیکانی ها

بازدیدها: ۱۶۸

 
اشتراگذاری
5 دیدگاه ها
  1. جواد رحیمی نوشته:

    سلام و بسیار سپاس خانم خاوری.
    ممنون میشم به عنوان نویسنده در سایت همکاری داشته باشید و در مورد پیکان و پیکانی‌ها مطالبتون رو درج بفرمایید.
    اگر فرصتش رو دارید از طریق فرم همکاری با سایت اقدام نمایید.
    متشکرم

     
  2. خاوری نوشته:

    سلام ،ممنون از لطف شما درحد توان انجام میدم

     
  3. حسینی نوشته:

    بسیار عالی

     
  4. دهاتی نوشته:

    ما انقلاب کردیم یا انقلاب مارا

     
  5. مریم .س نوشته:

    دهاتی جان تو که عنرا انقلابی باشی و انقلاب کرده باشی.اما این شعری بوده ک نشخوار بی‌بی‌سی و دوستانشه.مواطب باش زیر پرچم کی سینه میزنی.اگر فک میکنی انفلاب شد که به راحتی برسیم سخت در اشتباهی.انقلاب شد تا زمینه دولت مهدوی فراهم بشه.اماده سازی و قربالگری امت با آسانی میسر نیست…سخت و دشواره…و البته نفاق و منافقین فعال….گاهی برا مشکلات سری در یقه خودمون بگیریم بد نیست.

     

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.