فطر در من شروع بیداری است

رمضان نقطه ی شروعی بود
که به آغاز راه فکر کنم
فطر در من شروع بیداری است
وای اگر اشتباه فکر کنم

من دورکعت نمازِ فریادم

خطبه های نماز می دانند
که اذان هم اقامه ای دارد
راه اگر مستقیم ، باید رفت
جاده حتماً ادامه ای دارد

سدّ معبر دلیل ماندن نیست

عجّلو بالصلات گفتند و
صف به صف مُهرها معطّل بود
منِ اشراف زاده دیرم شد
سادگی در صفوف اول بود

یقه ی بسته ی مرا چه به صف؟!

منِ بدمست را یقیناً در
لابلای نماز جایی نیست
تو بچرخان دو دور تسبیح و
در صف اول نماز بایست

جام ها را برای من بگذار

تو به جمهوری من آمده ای
رأی دادی که انتخاب شوم
تو به برجامِ سودِ خود برسی
من طلبکار انقلاب شوم

با حقوق دوماه کارگری

منِ اشراف زاده هر روز از
خانه با کفش می زنم بیرون
تویِ ساده سوار بنزت باش
بخدا نیستی به من مدیون

دودِ اگزوز برای من خوب است

اعتراض تو کاملا برجاست
جیره خوارِ برادرم نشدم
اهل و فامیل و خاندانم نیز
کاملاً ساده اند مثل خودم

معنی رانت را نفهمیدم

روسیاهم ، نخواستم حتی
خانه ام مثل تو بزرگ شود
در همین خانه های مسکنِ مهر
گرگ زائیده ام که گرگ شود

بچّه ی من کجا و بچّه ی تو

خاطرت جمع ، من حواسم هست
حق ندارد کسی تو را بزند
پسرِ من اگر هوایی شد
خواست حتی تو را صدا بزند

می سپارم به معدنش ببرند

کانال تلگرام: https://t.me/nasehi_mohsen

بازدیدها: ۲۸

 
اشتراگذاری

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.