فرازی از دعای ابوحمزه ثمالی

 

فرازی ازدعای ابوحمزه
چگونه گریه نکنم
چگونه ناله نزنم
وقتی که یادمیکنم ازمرگ وقبروکفنم.
تموم دوست ورفیقام میرند و تنها می مونم
دارم میرم سفر امّا، کجامیرم؟
نمی دونم.
ابکی لظلمت قبری،ابکی لضیق لحدی
خدابرس تو به دادم،که دارم ازتومددی.
میترسم ازشب اول،شب سوال وجوابم
زبون من نمیچرخه،چی میشه حساب وکتابم؟
ابکی لِوحشت قبری،ابکی لِضعفِ بدنی
ابکی ز دستای خالیم نمونده غیراز کفنی.
امان ز خونه قبرم،نه فرشی ونه چراغی
میخام خونه م را بسازم،نمونده فرصتی باقی.
نه مونس ونه انیسی،نه یاور و نه پناهی
میرم ولی نمیدونم،که پیش رومِ چه راهی؟
معوّلی ورجایی،تمام داروندارم
تمام امیدمنی تو،چراغی در شب تارم.
میون اشکم ومیگم خدا نکن تورهایم امیروحاکم مطلق ،تو شاه وبنده گدایم

بازدیدها: ۱۷۴

 
اشتراگذاری

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.