شهید غلامرضا جعفری دغدغه اش رضای خدا بود

در سال ۱۳۳۲ در خانواده ای مستضعف کودکی دیده به جهان گشود که نام او را غلامرضا گذاشتند. البته در شناسنامه اش “رضا” بود پدرش خیلی به امام رضا علاقه داشت در آخرین روز زندگی اش مرتب می گفت:”یا امام رضا”
دوره دبستان را در روستای پیکان بود و چهار سال دبیرستان را در آذرخواران گذراند سپس به اصفهان رفت و دیپلم ریاضی اش را از دبیرستان سعدی اصفهان دریافت کرد.
دوران سربازی اش در کازرون بود که با شهید انقلابی و با اخلاص و متفکر ابراهیم جعفریان آشنا شد ؛ از قضا منزل او با ابراهیم در اصفهان داخل یک کوچه بود.
بعد از سربازی دوره ی تکنیسین دامپزشکی را در تهران گذراند و در بازگشت در اداره ی کشاورزی اصفهان استخدام شد و با افتخار و شور و نشاط به دامداران و عشایر جرقویه خالصانه خدمت می کرد.

وقتی انقلاب شد در اداره کشاورزی شهرضا بود شبها اعلامیه های گروه مهدویون را مخفیانه توزیع می کرد .
غلامرضا از طریق شهید ابراهیم جعفریان در دوران رژیم طاغوت وارد گروه چریکی “مهدویون” شد ؛ گروهی که توسط شهید شاهکرمی بعد از جدا شدنش از مجاهدین خلق تاسیس شده بود ؛ شاهکرمی در زندان با آیت الله منتظری بود و همین همنشینی باعث شد که به انحراف فکری سازمان مجاهدین پی ببرد و از آنان جدا شود ؛ علت نامگذاری “مهدویون” این بود که اعضای این گروه هر کدامشان یک “مهدوی”هستند که منتظر حضرت “مهدی”اند و گروه برای پیشگیری از انحراف باید با روحانیت مرتبط باشد.
کار اصلی این گروه ،فرهنگی بود اگرچه گاهی هم فعالیتهای نظامی یا انقلابی داشت.

خود غلامرضا در یک عملیات چریکی به همراه جانباز عزیزمان آقای حاج اصغر آقا عبداللهی کلت یکی از پاسبانهای در حال شیفت را مصادره کرد و کارخانه ی مشروب سازی اصفهان را در خیابان چهارباغ خواجو در سال ۵۶ به آتش کشید ؛ غلامرضا و اصغر آقا وارد
کارخانه شدند ؛ اصغر آقا در محوطه ی حیاط مسئول آتش زدن فتیله ی انفجاری بود و غلامرضا مسئول جاسازی بمب دست ساز در لابلای شیشه های مشروب ؛ در فاصله ی کمتر از یک دقیقه تا لحظه ی انفجار از کارخانه خارج و با موتو سیکلت از آنجا دور شدند ؛ هنوز به آخر کوچه نرسیده بودند که صدای مهیب انفجار شنیده شد ؛ از آنجا که الکل خودش اشتعالزاست تمام بطریهای مشروبات الکلی در آتش سوخت و این کارخانه هرگز باز سازی نشد.

در دوران انقلاب در یکی از تظاهرات مردمی که ارتش مانع حرکت مردم شده بود غلامرضا از پشت سر فرمانده ی ارتش آنجا که یک سرهنگ بود در یک حرکت انقلابی جناب سرهنگ را روی شانه های خودش بلند کرد و فریاد زد “درود بر برادر ارتشی” جمعیت هم با همین شعار به تظاهرات ادامه دادند و جناب سرهنگ نتوانست دستور تیر بدهد.
تکیه کلام غلامرضا در جمع دوستانش این بود که”باید ببینیم این کار برای رضای خداست یا نه؟”
واقعا دغدغه ی رضای ما “رضای خدا” بود.

با همین روحیه بود که در آغاز انقلاب مسئول حراست اداره کشاورزی شد و همزمان به اتفاق آقایان سیف الله سعادت و استادحسن بختیار نصرآبادی هیئت سه نفره ی پاکسازی اداره آموزش و پرورش جرقویه را تشکیل دادند.
مدتی هم معاون حراست کل کشور در تهران بود که مسئولیت تشکیل حراست در وزارتخانه های مختلف را بر عهده داشت ، خاطره ی شیرینی داشت از این کار ؛ می گفت به هر وزارتخانه ای می رفتیم برای وزیر کلاس می گذاشتیم و اهداف حراست را توضیح می دادیم ولی به وزارت آموزش و پرورش که رفتیم جناب وزیر آقای پرورش بود که قضیه بر عکس شد ؛ آقای وزیر از ضرورت حراست از دیدگاه نهج البلاغه برایمان صحبت می کرد(وابعث العیون من اهل الصدق والوفاء علیهم) و ما چیزی نداشتیم بگوییم.

از او سه فرزند به یادگار مانده است:
جلال الدین که بحمدالله روحانی معلم فاضلی است و دو فرزند به نامهای فاطمه و امیرعلی دارد؛ جواد(محمد علی) که در ذوب آهن مشغول کار است و طیبه که در همان اداره ی کشاورزی کارمند است و فرزندی به نام “پوریا” دارد.

باید بر روح پاک آقای براتعلی فاتحی پدر خانم شهید که بعد از شهادت غلامرصا زحمتهای زیادی در نگهداری خانواده ی او کشید درود بفرستیم و برای مادرخانم و همسر فداکار شهید آرزوی سلامتی و آرامش معنوی داشته باشیم.
برای شادی روح همه ی شهیدان بویژه شهید عالی مقام و سردار پر افتخار اسلام حاج قاسم سلیمانی کرمانی فاتحه و اخلاصی هدیه بفرمایید.(۱)

سرانجام غلامرضا جعفری در ۱۱ اردیبهشت ۱۳۶۶ به همراه برادر و همرزمش حمیدرضا در حین انجام ماموریت به شهادت رسیدند و در گلزار شهدای روستای پیکان به خاک سپرده شدند.(صفحه اطلاعات شهید حمیدرضا جعفری- برادر شهید غلامرضا جعفری در سایت پیکانی ها)

 

 

پی نوشت:
۱.متن از حجت الاسلام والمسلمین غلامحسین جعفری برادر شهیدان جعفری
تصاویر ارسالی از امیرآقای جعفری برادر شهیدان جعفری

صفحه اطلاعات شهید غلامرضا جعفری در سایت گلزار

صفحه گلستان شهدای مجازی روستای پیکان را اینجا ببینید.

شما در باره این شهید چه میدانید؟
خاطرات، زندگی نامه، عکس از شهید و یا دلنوشته و شعر و حرف دلتون رو در قسمت دیدگاه ارسال نمایید.

 

بازدیدها: ۲۴۱

 
اشتراگذاری
6 دیدگاه ها
  1. محمدرضا فاتحی نوشته:

    خدایش بیامرزد.یادش گرامی.از پدرم شنیدم که درختای مزار رو ایشون کاشته با اینکه نه شورا بوده و نه مسیولیتی داشته.
    درسته؟

     
  2. تهران نوشته:

    غلامرضا دوست صمیمی پدر من بود و هر وقت از تهران به پیکان میرویم اولین جایی که در مزار میرود گلزار شهدا و دیدن غلامرضاست.

     
  3. ناشناس نوشته:

    خدارحمتش کنه.نمیدانستم سه فررند دارد.خدا حفظشان کند

     
  4. ناشناس نوشته:

    ایشان در جهاد سازندگی ام بودند.روحش شاد

     
  5. ناشناس نوشته:

    از دایی عزیزم شفاعت درخواست دارم.روح پدربزرگ و مادربزرگ شاد

     
  6. پیامی که در حال نشر است نوشته:

    پخش مستند عرشیان بی نشان این هفته شهیدان جعفری از استان اصفهان روز پنجشنبه ۱۶بهمن ساعت۱۵و۳۰و تکرارروزجمعه۱۷بهمن ساعت۸صبح ازشبکه افق لطفااطلاع رسانی شود

     

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.