شعر روباه و زاغ به زبان محلی

شعرروباه وزاغ به زبان محلی

یه غِلا قالبِ پنیرُش بیدی
قالبُش ویرگیت و هانیشت رو درخت.

شانس او لوبایی واچه دِربُ

گُ اینُش بیدی اُ کار وِسا سخت

لوبا بِیشو کناشو بِشواخُوُش
چَن ایژیری تو چِش نَخِری یه وقت!

دُمبو عَینُ سَر و پَرَت گُ تَکو
آی صدات چن ایژیرو نَمدی مٌ جَخت

وانِه عَینُ مُرا یه دا بٍخونه
تا وِسو از صدات خیالِ مُ تخت

عَینٌشُش وانا گُ یه دا بخونو
دَرکَت آخر پنیرُش اون بدبخت

گولِ لوباش بٍخو به جای پنیر
دِر تَنُش دٍربو چون زٍ سادگی رَخت

دانلود صوت با صدای آقای مجیدی

بازدیدها: ۳۴۴

 
اشتراگذاری
4 دیدگاه ها
  1. ناشناس نوشته:

    ضمن خسته نباشی و دست مریزاد
    در بیت های پنجم و ششم “یه دا ” باید بصورت “یه دَه” به معنی یک ذره یا یک کم تلفظ و نوشته شود. در گویش پیکانی “دا” به معنی “تاوقتی” بکار میرود

     
  2. احمدرضا فاتحی نوشته:

    آقای مجیدی این شعر که ینگِ بادیه؟
    کپی کردی یا خودت ینگووی گفتیش؟

     
  3. *** نوشته:

    عالی بود🌸🌸🌸🌸

     
  4. روباه نوشته:

    بدنامی من در رفته
    اگه راست میگی یه شعر درباره اون که روی ما را سفید کرده بنویسید؟!
    برا اون شعر بخونید!
    واقعا دمت گرم حسن روحانی تو آبروی ما روباه ها را خریدی. تاریخ مثل تو ندیده

     

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.