شعر روباه و زاغ به زبان محلی

شعرروباه وزاغ به زبان محلی

یه غِلا قالبِ پنیرُش بیدی
قالبُش ویرگیت و هانیشت رو درخت.

شانس او لوبایی واچه دِربُ

گُ اینُش بیدی اُ کار وِسا سخت

لوبا بِیشو کناشو بِشواخُوُش
چَن ایژیری تو چِش نَخِری یه وقت!

دُمبو عَینُ سَر و پَرَت گُ تَکو
آی صدات چن ایژیرو نَمدی مٌ جَخت

وانِه عَینُ مُرا یه دا بٍخونه
تا وِسو از صدات خیالِ مُ تخت

عَینٌشُش وانا گُ یه دا بخونو
دَرکَت آخر پنیرُش اون بدبخت

گولِ لوباش بٍخو به جای پنیر
دِر تَنُش دٍربو چون زٍ سادگی رَخت

دانلود صوت با صدای آقای مجیدی

بازدیدها: ۱۳۰

 
اشتراگذاری
3 دیدگاه ها
  1. ناشناس می گوید

    ضمن خسته نباشی و دست مریزاد
    در بیت های پنجم و ششم “یه دا ” باید بصورت “یه دَه” به معنی یک ذره یا یک کم تلفظ و نوشته شود. در گویش پیکانی “دا” به معنی “تاوقتی” بکار میرود

     
  2. احمدرضا فاتحی می گوید

    آقای مجیدی این شعر که ینگِ بادیه؟
    کپی کردی یا خودت ینگووی گفتیش؟

     
  3. *** می گوید

    عالی بود🌸🌸🌸🌸

     

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.