ما آب نمی خواهیم دست از سر این خاک بردارید

اول قرار بود که نوشته هایی که در سایت درج میشه مربوط به پیکوم باشه و اتفاق هایی که توی پیکوم افتاده یا میفته یا قراره بعدها بیفته.

اما کم کم این قرار از پیکوم نوشتن از خط خودش جدا شد و هر کسی هرچیزی دوست داشت در سایت منتشر کرد.

امروز یه مطلب خوندم و دیدم که نمی دونم چیطو شد که چند بیتی از شعر سعدی اومد توی ذهنم و دورادور مربوط به پیکوم هم بود.

ما اینجا حرفامون رو میگیم هر کی گرفت که گرفت ،هر کی هم نگرفت که چه بهتر.

اصلا حرفای ما رو باید ندیده ببینید و بگذرید که جز غم و غصه ازش نصیبی نمی برید.

دست از سر این خاک بردارید همین.

من آن نی ام که حلال از حرام نشناسم

شراب با تو حلال است و آب بی تو حرام

اصلا چقدر خوب تر میشد اگه حضرت سعدی می فرمودن

شراب از تو حلال است و آب از تو حرام

 

چون اون شراب رو هرکسی نمی نوشه اما آب آفریده شده برای نوشیدن و چه بهتر اگه آب حلال باشه.

” توانگری نه به مال است پیش اهل کمال

که مال تا لب گور است و بعد از آن اعمال”

 

رضاقلی علی تقی مرحوم پدربزرگم مرد ساده ای بود مثل اسمش.

یعنی ساده به دنیا اومد ،ساده زندگی کرد و خیلی ساده هم از دنیا رفت.

با اینکه خیلی داستان و قصه و حکایت و شعر می دونست همیشه این بیت از سعدی ورد زبونش بود و آخر سر هم همین بیت شد شعری برای سنگ مزارش.

اما رضاقلی به دنیای قبل و بعد از مرگ خیلی اعتقاد داشت.اون قدر که همه مون می دونیم توی گورش راحت خوابیده و با هفت هزارسالگان سر به سر میشه.

چه خوب بود اگه آدما می ذاشتن رضا قلی ها توی گورشون راحت بخوابند.

نمی دونم چرا از فکر گران شدن زمین ها پیکوم و دور دور شدن آرزوها و رویاهای جووناش رسیدم به اینجا.

 

توانگری نه به مالست پیش اهل کمال

که مال تا لب گورست و بعد از آن اعمال

من آنچه شرط بلاغست با تو می‌گویم

تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال

نصیحت همه عالم چو باد در قفس است

به گوش مردم نادان چو آب در غربال

آره سعدی خوب میگه: به گوش مردم نادان آب در غربال یا همون آب در هاون کوبیدن و کار بیهوده کردن.

هرچی بهش میگیم: عزیزجان نشر نشده کاراشو

اصلا نبینش، رفاقت رو فدای شرف نکن نمیشه.

خیلی پرت شد مطلب اما آخر سر اینکه آب در غربال نکنید و فکری به حال جوانان پیکوم کنید و زمین و ملک و املاکش رو برگردونید به حالت قبل،

ما را به خیر شماها امید نیست.

 

از این خاک دست بردارید ،بگذارید نفس بکشد.

این روزها هر جوونی که توی پیکوم می بینم برای رسیدن به خونه و زندگی و تشکیل خانواده ناامیده، خیلی بیشتر از شما بدم میاد،

کاش اسمت رو جایی نمی آوردن.

کاش متعلق به این آب و خاک نبودید،اگر بودید هم سالی یه محرم و عید گذارتان به اینجا می افتاد که خودمون بدونیم باید چه خاکی توی سرمون بریزیم.

شما که به خدا رسیدید ،دست از سر این خاک بردارید…

ما با آب شور هم زندگی را گذرانده ایم
دلخوش به آبِ سرد و زلالمان نکن
ما آب نمی خواهیم، دست از سر این خاک بردارید.


 

بازدیدها: ۱۱۳

 
اشتراگذاری
8 دیدگاه ها
  1. جواد رحیمی می گوید

    سلام و خداقوت آقای کرمی عزیز؛
    از ابتدا هم بنا بر این بود سایت پیکانی ها محیطی برای پیکان و پیکانی ها باشه.🌹
    از پدریزرگ مرحومتون اگرعکسی دارید بفرستید تا اون قسمت از نوشتتون که نام ایشون رو بردید درج کنیم.

     
    1. صادق کرمی پیکانی می گوید

      سلامـ و سپاس از شما که این فضا را به وجود آوردید که جایگاه امنی باشد برای حرف های ما .رضاقلی بهانه بود ،کاش فرزندان رضاقلی های پیکان بدانند که نام نیک گر بماند ز آدمی ،بِه کز او ماند سرای زرنگار
      خدا پشت و پناهتاڽ

       
      1. اقیانوس آرام می گوید

        غیر از هنر که تاج سر آفرینش است
        دوران منزلت هیچ سلطنتی استوار نیست

        حرف ها را باید زد
        جور دیگر باید دید…

         
    2. ناشناس می گوید

      🙊🙊🙈🙈

       
  2. فاتحی علی می گوید

    خدا کنه حرفی که انداختی زمین رو صاحبش و صاحبانش بردارند.
    قلمتان مانا

     
  3. ناشناس ۵ می گوید

    💙💙💙💙

     
  4. .فاتحی می گوید

    حتما آقای رحیمی که خودشون مدرس فضای مجازی هستند و ما هم از کلاشسشون استفاده میکنیم بهتر میدونند که این فضا رو بوجود آوردند.ولی گفتن یه سری حرفها در ملا عام شاید پسندیده نباشه.

     
  5. ناشناس می گوید

    قسم به گندم ری گر چه مدتیست مدید
    خراج خاصه دولتسرای ….ان است
    بقای سلطنت هیچ کس نمیبینم
    مگر خدا که به ذات از قدیم سلطان است .
    ،،شعر از جنتی
    ،،فانوس

     

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.