حسرت و غفلت

روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خواست

آن طرف تر تک کلاغی به هوا خواست

 

این پرید و آن پرید ،هر دو پریدند،ولی

این سیه آن هم سیه، هر دو سیاهند ،ولی

 

این یکی بال گشود و سوی افلاک پرید

آن یکی با دو سه تا بال ،سر یک بام پرید

 

این یکی آن ته افلاک غریب بود ، غریب

آن یکی هم بی نوا باز غریب بود، غریب

 

این سیاه سر بام ،سر سوی افلاک کشید

ناگهان دید عقاب از ته دل آه کشید

 

چه ابهت چه مقام و چه جلالی دارد

بی جهت نیست چنین حال و هوایی دارد

 

من اگر جای کلاغ باز و عقابی بودم

آسمان را بی گمان شه و شاهی بودم

 

شرمسارم چون کلاغم  من کلاغ

بر دلم باشد هزاران آه و داغ

 

از قضا چشم عقاب هم خیره شد بر آن کلاغ

از همان افلاک آهی کشید آن هم چه داغ

 

خوش بحالش بی خیال است این کلاغ

شادمان پر حس و حال است این کلاغ

 

کاش بودم من کلاغی پر سیاه

باز بودن چیست جز حرص و آه

 

آن طرف تر در قفس، بی نوا مرغی سیه

خیره بود هم بر کلاغ و هم بدان باز سیه

 

گفت کاش باز بودم یا زشت کلاغی بی نوا

هرچه باشم بهتر از مرغی به دام و بی نوا

 

الغرض این چنین است روزگار من و ما

العیان حسرت است حاصل عمر من و ما

 

آدمیم و العجب از آدمیت غافلیم

غافل از خود در خیالی دیگریم

رسول سلیمانی

بازدیدها: ۱۱۴

 
اشتراگذاری
3 دیدگاه ها
  1. جواد رحیمی نوشته:

    سلام و احسنت بر رفیق قدیمی و دوست عزیز؛ شعر زیبایی بود/بسیار ممنونم که وقت میزارید و بی صبرانه منتظر مطالب شما در این سایت هستم.
    چون حسرت رو در این شعر به رشته کلمات در اوردید بنده هم برحسب وظیفه روایتی از کتاب نهج الفصاحه حدیث ۳۰۵ تقدیم میکنم.
    حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) فرموده اند:
    دو کس در قیامت از همه مردم بیشتر حسرت می خورند، یکی آنکه در دنیا برای تحصیل علم فرصت داشته و دنبال آن نرفته است و دیگر شخصی که دانشی به دیگری آموخته و از آن بهره مند شده لیکن خود او بی بهره مانده است…./باز هم تشکر و بسیار سپاس

     
  2. ناشناس نوشته:

    س.هیچ وقت ظاهر زندگی خود را با باطن زندگی دیگران مقیسته نکنید.
    این جمله کلیشه شده و شاید جملات پشت کامیونیه
    اما واقعا نمیدونیم هر کسی کجای کاره و تو دلش چخبره…هی حسرت همدیگه رو میخوریم….نمونش همین جوون نیک آبادی که خودشو به دار زد….دیروز از بچه های نیک ابادی پرسیدم میگفتن خیلی پسر خوبی بود مشکلی نداشت.خیلی آقا بود و …… /ولی نمیدونن بنده خدا تو دلش حسرت چیا رو داشت که دنیا رو براش خودش تموم شده میدونست.حسرت و غفلت داریم هممون..

     
  3. Mehdi tabatabaee نوشته:

    عالیییییی

     

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.